آوردن تانک به خیابانها اشتباه بود/ شاه درکی از اوضاع مردم نداشت
این بخش از مصاحبهی علی امینی (نخستوزیر ایران در سالهای ۱۳۴۰–۱۳۴۱) با پروژهی تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد (نوار پنجم، مصاحبهشده در ۱۳ آذر ۱۳۶۰ / دسامبر ۱۹۸۱ در پاریس)، یکی از صریحترین و واقعبینانهترین تحلیلهای یک سیاستمدار ارشد رژیم پهلوی دربارهی علل عمیق نارضایتی عمومی و ناکارآمدی شیوهی مواجههی حکومت با اعتراضات گستردهی مردمی در سالهای پایانی سلطنت محمدرضا شاه است.
امینی در این گفتوگو، دو دیدگاه متضاد، اما رایج در میان برخی حامیان سابق رژیم را به چالش میکشد: یکی اینکه «اگر زور بیشتری به کار گرفته میشد، انقلاب رخ نمیداد»، و دیگری اینکه مردم اساساً آمادهی تسلیم بودند و تنها با شدت عمل میشد نظم را حفظ کرد. او هر دو را رد میکند و تأکید میورزد که ریشهی اصلی اعتراضات خیابانی نه توطئهی خارجی صرف، بلکه نارضایتی انباشتهشدهی داخلی و نبود «رضایت نسبی» در جامعه بوده است. به گفتهی او، مردم وقتی احساس کنند از ثروت و پیشرفت کشور سهمی ندارند — در حالی که درآمدهای نفتی دههی ۱۳۵۰ بهطور نابرابر توزیع شده، تورم و فساد گسترده حاکم است و مشارکت سیاسی واقعی وجود ندارد — به ستوه میآیند و دیگر نمیتوان آنها را «حیوان» فرض کرد که همیشه تسلیم محض خواهند بود.
در عین حال، امینی شیوهی امنیتی-نظامی حکومت را نیز به شدت نقد میکند. او به شاه گوشزد کرده بود که ابزارهای استاندارد و متعارف کنترل اعتراضات خیابانی (گاز اشکآور، چوب و باتوم پلیس، تجهیزات ضدشورش) وجود دارد، اما حکومت در تجهیز مناسب پلیس به این ابزارها کوتاهی کرده است. در مقابل، آوردن تانک به خیابانها را اقدامی نامتناسب و مناسب برای «جنگ» میداند، نه مدیریت جمعیت غیرنظامی؛ اقدامی که نه تنها اعتراض را مهار نمیکند، بلکه آن را شعلهورتر ساخته و مشروعیت حکومت را بیش از پیش از بین میبرد. پاسخ شاه «خیال نمیکردیم مردم اینجور باشند» از نظر امینی نشانهی عدم درک واقعی از عمق نارضایتی جامعه و توهم تسلیمپذیری دائمی مردم است.
س- یک عدهای هستند که میگویند [از طرف حکومت]به اندازهی کافی زور به کار نرفت در اواخر [سلطنت پهلوی]. وگرنه اینجور [انقلاب]نمیشد.
ج- آخر [اعمال زور یعنی]همه را بکشید؟ من به عواقبش کار ندارم. شما [اگر]میخواهید نظم را برقرار کنید خب درست. نظم برقرار کردن [را]بنده قبول دارم. اما این [برقراری نظم]مستلزم این نیست که شما همینطور بزنید اینطرف و آنطرف بکشید [و خون بریزید].
خب [من یک بار]به شاه گفتم. گفتم: «آقا [برای مقابله با تظاهرات خیابانی]گاز اشکآور هست. چوب و چماق هست.» [شاه]گفت: «بله ما راجع به [تجهیزِ]پلیس کوتاهی کردیم.» گفتم: «خب آقا، این تانک که در خیابان میآورید، این برای جنگ است نه برای توی خیابان.» گفت: «بله، ما خیال نمیکردیم که مردم اینجور باشند.»
گفتم: «آقا! مردم اینجور باشند، به ستوه آمدند [که]اینجور شدند. آخر مردم اغتشاش را برای چه میخواهند؟ [خیال میکنید]حتماً خارجی باید انگولک کند؟ باید یک محیط مساعدی باشد تا دیگران انگولک بکنند. اگر محیط مساعد نشد و مردم یک رضایت نسبی - نمیخواهم بگویم [رضایتِ]صددرصد، چون صددرصد نمیشود تقاضای آنها را انجام داد -، اما [یک رضایت]نسبی که [هرکس بگوید]آقا واقعاً از این ثروت [کشور]من هم سهم دارم سهیم بودم. خب وقتی این [رضایت نسبی]نیست [مردم اعتراض میکنند و]آن وقت شما میگویید «مردم چرا اینجور شدند؟ خیال نمیکردم.» [خب نتیجه]همین است. [در نظرتان]مردم حیوان [اند]؛ بنابراین این [مردم در برابرتان]تسلیم محضاند نه.»
[آن تفکر]نتیجهاش این شد که دیدند.
بخشی از مصاحبه علی امینی (۱۲۸۴-۱۳۷۱) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار پنجم
تاریخ مصاحبه: ۱۳ آذر ۱۳۶۰
مصاحبهکننده: حبیب لاجوردی