از ستاره تا سایه؛ وقتی مواضع متناقض اعتماد را خاموش میکند
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در جهان امروز، سلبریتی فقط یک بازیگر یا فوتبالیست نیست؛ او رسانهای است که میلیونها نفر سخنش را میشنوند. طبیعی است که چنین جایگاهی مسئولیت سنگینی به همراه داشته باشد. با این حال، برخی چهرههای داخلی و همچنین خارجنشین بدون شناخت دقیق از شرایط کشور و بدون پشتوانهی علمی وارد تحلیل مسائل پیچیدهی سیاسی و اجتماعی شدهاند. نتیجه آن بوده که مواضعشان با موجهای خبری تغییر کرده و سخنان دیروز با گفتههای امروز سازگار نبوده است. وقتی سرمایهی اصلی فرد شهرت باشد، نه تخصص، ورود شتابزده به میدان سیاست میتواند او را دچار خطای تحلیل کند. چنین خطاهایی، اگر تکرار شود، به تدریج اعتماد مخاطب را کاهش میدهد.
فاصله از زندگی مردم و سادهانگاری مسائل
سبک زندگی این دسته از افراد خصوصاً کسانی که سالها در خارج از کشور زندگی کرده اند باعث میشود که طبیعتاً تجربه مستقیم از مشکلات و واقعیتهای جامعهی ایران نداشته باشند. تحلیلهایی که بر پایه شبکههای اجتماعی یا روایتهای رسانهای شکل میگیرد، معمولاً ناقص و احساسی است. در چنین شرایطی، شعارهای تند جای شناخت دقیق را میگیرد و وقتی واقعیتها روشنتر میشود، فرد ناچار به تغییر موضع میشود. این تغییرات پیدرپی برای مردم به معنای بیثباتی است و اعتماد را کم میکند. جامعه از چهرههای مشهور انتظار دارد پیش از سخن گفتن، واقعیتها را دقیق بشناسند و درد مردم را از نزدیک لمس کنند، نه اینکه تنها بر اساس موجهای خبری قضاوت نمایند.
فشار رسانهای و موجسازی خبری
فضای رسانهای امروز بر اساس رقابت برای دیدهشدن شکل گرفته است. رسانههای فارسیزبان خارج از کشور برای جذب مخاطب بیشتر، به دنبال چهرههایی هستند که بتوانند خبر بسازند. سلبریتیها هم به دلیل شهرت و دنبالکنندگان فراوان، در این چرخه قرار میگیرند. گاهی یک جملهی احساسی یا موضع تند، به سرعت در رسانهها بازنشر میشود و فضای خبری میسازد. اما وقتی موج فروکش میکند یا واقعیتها روشن میشود، همان چهره ناچار به عقبنشینی یا سکوت میشود. این رفتوبرگشتها در ذهن مردم به شکل تناقض دیده میشود. در حالی که انتظار میرود چهرهی مشهور، پیش از سخن گفتن، پیامد سخن خود را بسنجد.
فرهنگ شهرت و ضرورت مسئولیت
هنر و ورزش بیشتر با احساسات مخاطب سر و کار دارند، اما سیاست نیازمند دقت، مطالعه و شناخت تاریخی است. وقتی فرهنگ شهرت بدون توجه به مسئولیت اجتماعی وارد سیاست شود، نتیجه چیزی جز هیجان و بیثباتی نخواهد بود. انقلاب اسلامی بر پایهی صداقت و تعهد شکل گرفت و در این نگاه، هر کسی که بر افکار عمومی اثر میگذارد، در برابر مردم مسئول است. شهرت نمیتواند جای تحقیق و آگاهی را بگیرد. چهرهی مشهور اگر میخواهد سخنش اثر مثبت داشته باشد، باید پیش از اظهار نظر، حقیقت را بشناسد، منابع مختلف را بررسی کند و از هیجانزدگی دوری نماید.
پیامدهای اجتماعی مواضع متناقض
وقتی یک بازیگر یا فوتبالیست مشهور بارها موضع خود را تغییر میدهد، مردم اعتمادشان را از دست میدهند. این بیاعتمادی تنها متوجه آن فرد نیست، بلکه به فضای هنر و ورزش نیز سرایت میکند. از سوی دیگر، سخنان هیجانی سلبریتیها میتواند جامعه را دو قطبی کند و احساسات مردم را تحریک نماید. در چنین فضایی، دشمنان این ملت هم تلاش میکنند از اختلافها بهرهبرداری کنند و روایتهای خود را تقویت نمایند. در حالی که هنر و ورزش باید عامل همبستگی و امید باشند، نه زمینهی اختلاف و سردرگمی.
نگاه انقلاب اسلامی به نقش چهرههای مشهور
انقلاب اسلامی با هنر و ورزش مخالف نیست؛ بلکه آنها را سرمایهی فرهنگی جامعه میداند. اما این نگاه بر مسئولیت اجتماعی تأکید دارد. چهرهای که محبوبیت خود را از مردم گرفته، باید بداند سخنش میتواند امید ببخشد یا ناامیدی ایجاد کند. اگر این سخن بدون تحقیق و از روی هیجان باشد، جامعه را دچار سردرگمی میکند. معیار در نگاه انقلابی، صداقت و تعهد است. چهرهی مشهور اگر میخواهد در کنار مردم باشد، باید واقعیتها را بشناسد و مسئولانه سخن بگوید، نه آنکه با هر موج خبری مسیر خود را تغییر دهد.
نقش رسانههای مسئول و مردم آگاه
رسانههای انقلابی وظیفه دارند با نگاه منصفانه، رفتار چهرههای مشهور را بررسی کنند و اجازه ندهند شهرت جای حقیقت را بگیرد. نقد مواضع متناقض به معنای دشمنی با هنر و ورزش نیست؛ بلکه دفاع از اعتماد اجتماعی است. در کنار آن، مردم نیز باید هر سخن سلبریتیها را بدون تحقیق نپذیرند. فرهنگ اسلامی به ما آموخته است که خبر را بررسی کنیم و سخن را با عقل و ایمان بسنجیم. جامعهای که با بصیرت حرکت کند، اسیر موجهای رسانهای نمیشود و حقیقت را از هیجان جدا میکند.
سخن آخر
مواضع متناقض برخی بازیگران و فوتبالیستهای مشهور و خصوصاً خارجنشین، نتیجهی فاصله از واقعیت جامعه، فشار رسانهای و ورود شتابزده به سیاست است. این مسئله تنها یک رفتار فردی نیست، بلکه به اعتماد اجتماعی و انسجام ملی مربوط میشود. چهرههای مشهور اگر میخواهند صدای مردم باشند، باید با مردم بمانند، حقیقت را بشناسند و مسئولانه سخن بگویند. جامعهی انقلابی نیز با آگاهی و بصیرت، میان هیجان و حقیقت تفاوت میگذارد و راه خود را با صداقت ادامه میدهد.