پاسخ حجت الاسلام ناظم زاده قمى به یک یادداشت و توضیحات خبرگزاری رسا
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در پی انتشار یادداشتی انتقادی در خبرگزاری رسا نسبت به مواضع آقای ناظم زاده قمی در پی اغشتاشات دی ماه 1404 با تیتر «وقتی عمامه در خدمت روایت دشمن قرار می گیرد»، دفتر وی پاسخی را در پایگاه اطلاع رسانی خود منتشر کرد.
گرچه آقای ناظم زاده در متنی خطاب به خبرگزاری رسا (که به اشتباه «پایگاه خبری رسا نیوز» عنوان شده است و قاعدتا ناشی از عدم شناخت تفاوت خبرگزاری با پایگاه خبری است) و به جای ارسال به دفتر خبرگزاری جهت درج جوابیه بر اساس قانون مطبوعات و اصول حرفه ای رسانه، بار دیگر مرتکب اشتباه شده و جوابیه را در پایگاه اطلاع رسانی خود منتشر کرده است (که نشان از عدم اطلاع کافی و مجرب نبودن تیم بیانیه نویس ایشان است) اما خبرگزاری رسا به لحاظ اخلاقی نسبت به انتشار این بیانیه بدون کم و کاست اقدام و در عین حال چند نکته مهم را متذکر و توضیحاتی تکمیلی درباره رویکرد خود ارائه می دهد و قضاوت را به مخاطبان می سپارد.
متن توضیحات دفتر آقای ناظم زاده قمی
بسمه تعالی
مدیرمسئول محترم پایگاه خبری رسا نیوز
سلام علیکم
احتراماً، در پی انتشار مطلبی در آن رسانه در تاريخ ٢٨ بهمن ١٤٠٤ درباره مواضع و نامه دردمندانه آیتالله سید اصغر ناظمزاده قمی درباره وقايع دى ماه، بدین وسیله لازم میدانیم توضیحات و نکات ذیل را بهصورت رسمی، شفاف و مستند اعلام نماییم:
۱. برخلاف القائات و برداشتهای نادرستی که در مطلب منتشرشده به مخاطب منتقل میشود، آیتالله ناظمزاده قمی پیش از این و در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، بیانیهای رسمی، صریح و مفصل درباره وقایع دیماه صادر کردهاند که متن کامل آن در سايت در دسترس عموم قرار دارد.
در آن بیانیه:
صراحتاً از هرگونه اقدام تروریستی، اغتشاش، تخریب، هتک مقدسات، بیحرمتی به قرآن کریم و سوءاستفاده دشمنان خارجی اعلام برائت شده است؛
همزمان، با استناد به مبانی دینی، اخلاقی و انقلابی، نسبت به خطاها، بیتدبیریها، انباشت فساد، فشارهای اقتصادی و اجتماعی، و فاصلهگرفتن از مردم هشدار داده شده است؛
و با تأکید بر اصل «نصیحةٌ لائمة المسلمین»، راهکارهایی مشخص برای اصلاح امور و جلوگیری از تکرار فجایع ارائه گردیده است.
نادیدهگرفتن این مواضع روشن و تقلیل آنها به روایتهای ناقص یا جهتدار، خلاف امانت، انصاف و اصول حرفهای رسانهای است!
۲. آیتالله ناظمزاده، از روحانیونی هستند که پیش از انقلاب اسلامی وقتى امثال نويسنده در دنيا نبوده اند يا سنى نداشته است، در خدمت انقلاب بوده و با سخنرانى و.... و بعد از انقلاب با نمايندگى امام خمينى به مردم خدمت كرده است.
همچنين ايشان بيش از ٦٠ سال در حوزه علمیه، به تدريس و تعلیم، تألیف بيش از ٣٠ جلد كتاب كه بعضا كتاب سال حوزه شده، و صدها برنامه امور خیریه و خدمت به مردم فعال بودهاند.
نقد صریح و خیرخواهانه از درون نظام اسلامی، نه تنها «همراهی با دشمن» نیست، بلکه عین وفاداری به دین، انقلاب و مردم است. القای اینکه هر صدای منتقدی «در خدمت دشمن» است، مسیری خطرناک است که نتیجهای جز ساکتکردن دلسوزان و بازکردن میدان برای بدخواهان واقعی نخواهد داشت. كه متاسفانه در طول سالهاى گذشته علما و مراجع و روحانيون را از مردم دور كرده است!
۳. تعابیر و القائاتی که شائبه «سوءاستفاده دشمن از عمامه» را در ذهن مخاطب ایجاد کند، صرفاً نقد یک نظر نیست؛ بلکه بیاحترامی به جایگاه روحانیت مستقل، منتقد و مردمی است.
چنین رویکردی، نه با سیره علمای بزرگ شیعه سازگار است و نه با اخلاق اسلامی و مصالح امروز جامعه.
۴. در شرایطی که: جامعه دچار اندوه، شکاف و بیاعتمادی است؛ سایه تهدید خارجی و جنگ بر سر کشور سنگینی میکند و سرمایه اجتماعی نیازمند ترمیم است؛انتظار میرود رسانههای حوزوی و انقلابی، بهجای تخریب منتقدان خیرخواه و دامنزدن به دوقطبیهای کاذب، در مسیر عقلانیت، گفتوگو، اصلاح و نزدیککردن دلها گام بردارند.
۵. بر اساس قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران، انتشار مطالب مشتمل بر نسبت ناروا یا برداشت خلاف واقع، مستلزم درج پاسخ رسمی ذینفع بدون دخل و تصرف است. بر این اساس، انتظار میرود آن رسانه محترم: نسبت به اصلاح برداشت نادرست ایجادشده اقدام نماید و پاسخ رسمی این دفتر را در اسرع وقت و طبق قانون منتشر کند؛ و از بهکارگیری تعابیری که موجب تفرقه، بیاحترامی و تشویش اذهان عمومی میشود، پرهیز نماید.
۶. سخن پایانی
آیتالله ناظمزاده قمی، در سنین کهولت، نه دغدغه مقام دارند و نه منفعت شخصی؛ آنچه ایشان را به نوشتن و هشدار وامیدارد، درد مردم، سرنوشت ایران، حفظ دین، اخلاق و آینده این سرزمین است.
مسیر خروج از بحرانهای امروز، از تهمتزدن به دلسوزان، خاموشکردن نقدها و تخریب چهرههای مردمى نمیگذرد؛ بلکه از بازگشت صادقانه به مردم، شنیدن صداها، اصلاح ساختارها و التزام عملی به عدالت عبور میکند.
و السلام علی من اتبع الهدی
دفتر آیتالله سید اصغر ناظمزاده قمی
حوزه علمیه قم
توضیحات خبرگزاری رسا و سخنی با حلقه بیانیه نویسان موسوم به دفتر آیت الله ناظم زاده قمی
در زمانی که دشمن غدار و کمر بسته به هدم اسلام و مقدسات، آشکارا به کشور ایران اسلامی هجوم آورده و اینبار پرده حیا را آشکارا کنار زده و رسما ترامپ و کابینه جنگی او از ضرورت تغییر نظام سیاسی ایران سخن گفته و از حمایت عریان خویش از اقدام به براندازی توسط پیاده نظام خویش سخن می گویند، باید خواب باشیم یا خود را به خواب زده باشیم که تعدی و تجاوز دشمن را نبینیم که با صدور بیانیه های پی درپی و اظهار نظرهای شاذ، به کوچکنمایی دسیسه افکنی آمریکا و رژیم صهیونی روی بیاوریم.
کژروی نهان در ذات و بن موسوم به «بیانیه آیت الله ناظم زاده قمی» در مورد حوادث دی ماه ۱۴۰۴، متاثر از جریان بیمار روشنفکری غربگرایی است که سالها یکسره از ذات پلید و استکباری دشمن چشم پوشیده است؛ تفکری که با سادهسازی مفاهیم سیاسی، سعی در ترسیم و بازنمایی تصویری غیرواقعی از رویدادهای نوپیدا و پدیدههای روز دارد؛ شاهد این مدعا، متن بیانیه های منتسب به ایشان در دو تاریخ 7 بهمن ماه و 26 بهمن 1404 است که مخاطرات شبه کودتای دی ماه 1404 در آن دیده نشده و حوادث سهمگین و جنایت های فجیع براندازان اجیر شده دشمن، گذرا رد شده است.
اولین و مهمترین مطعن بر بیانیه اخیر منسوب به وی، آن است که نقش «عوامل آموزشدیده موساد» را که محرک اصلی خشونتها و بازیگر محوری تروریسم سازمان یافته در اغتشاشات تروریستی دی 1404 بودند، نادیده گرفته شده و به اشارت آورده، به کنایت فرو نهاده و به تصریح برنکشیده است. حلقه بیانیه نویس وی در بخشی از بیانیه به «عدهای معدود و احتمالا خائن و فرصتطلب و وابستگان به موساد و سیا» اشاره کرده اند، اما بیدرنگ آن را در کنار «زیادهروی برخی» و فشارهای اجتماعی نشاندهاند. این موازنه لفظی و موازیسازی ساختاری، چنان نموده که نقش مخربان اصلی کمرنگ افتد و ثقل تقصیر بر «ناتوانی در تدبیر امور داخلی» افکنده شود.
در هنگامهای که عناصر تروریستی به سوزاندن مصاحف و احراق مساجد و اهانت شعائر و قتل فجیع نیروهای حافظ امنیت و تخریب و تحریق اماکن عمومی و خصوصی اقدام ورزیدهاند، هر نسبتی که سهمی مساوی میان «حکمرانی» و «دشمن» در ایجاد بحران قائل شود، در منظر ناقدان نوعی «تضعیف قدرت نظام در برابر دشمن» تلقی و مایه وهن شوکت حاکمیت شمرده میشود.
از این رو، بیانیه حلقه بیانیهنویس جناب سید اصغر ناظم زاده در مقام «علتشناسی» و «ارائه راهکار»، به تقلیل اسباب و تعجیل نتایج گراییده و استنتاجاتی سیاسی فراتر از متن واقعه پرداخته است؛ چنانکه در حاصل، شائبه «قربانینمایی» و «مظلومنمایی» اغتشاشگران پدید آمده و بار روانی افعال تروریستی از دوش ایشان برگرفته و به ساحتی دیگر افکنده میشود. به درستی اگر دقیق ماهیت اتفاقات ساماندهی شده توسط ایادی دشمن را نتوان تصویر کرد، چگونه می توان برای گذر از آن نسخه پیچید و آن را نصحیت خواند! مع الاسف این رویه انفعال در مقابل دشمن، سال ها پیش نیز توسط ایشان در مواجهه حماس با رژیم اشغالگر صهیونی نیز دیده شد که در مورخ 18 مهر 1402 از حماس خواسته بود «خویشتن داری کنید و از موشک پرانی ها جلوگیری نمایید.»

عجبا که روزگار ثابت کرد، رژیم صهیونی چگونه به تنهایی اعتبار نمادین تمامی مفاهیم حقوق بشر و آزادی و حقوق بشردوستانه غرب را از قالب تهی کرد و با بیش از 70 هزار شهید و هزاران زخمی و جمعیت بی خانمان و آواره، منطق زورگویی غرب و ایادی آن را رونمایی کرد اما عجیب تر اینکه برخی هنوز ذات پلید دشمن را نشناسند و تصور کنند با بی توجهی به نقش دشمن یا سفید شویی از ایادی مزدور دشمن، آنها نیز دست از توطئه بر میدارند.
دومین مطعن اینکه در ساحت نظر و عرصه سیاست، ما را با جریانی فکری سیاسی رویارویی است که «پیشرفت» را به تفسیرِ مادی معنا میکند و قبله آمال خویش را در تمدن غرب میجوید؛ آفتی که در ادواری از تاریخ، از جمله مشروطه و نیز دوران موسوم به اصلاحات رخ نمود و حتی پارهای عمامهداران اهل نظر را به میدان آورد که در مقام تحلیل و تأویل، محلّل اندیشه مدرن غربی و مروج سلوک سکولار و سیاست استعماری ارباب غرب شدند. معالأسف، برخی از بدنه روشنفکری غربشیفته در این سالیان کوشیدهاند تا مفاهیم مکنون در فلسفه مدرن و پسامدرن را جامه «اسلامیزه» پوشانند و با تقرب به حلقاتی خاص از روحانیت، آن معانی را به زبان شریعت و لسان دیانت تقریر کنند؛ چه در ظاهر از شرع گویند و در باطن، بر مدار عرف غربی چرخند. نگاهی گذرا به تعابیری که در بیانیههای موسوم به دفتر سید اصغر ناظم زاده قمی آمده، از قبیل « انتخابات آزاد و واقعی برگزار کنید»، «آشتی ملی اعلام گردد»، «تمام زندانیان سیاسی آزاد شوند»، «تنها کلید برون رفت از این مشکلات، همه پرسی ازمردم و رفراندوم است»، «تغییر نگرش به محو اسرائیل»، «رفراندوم با نظارت نهادهای بیطرف» و مانند آن بیش از آنکه به ادبیات مالوف حوزههای علمیه و دغدغههای مصطلح فقاهت و دیانت شباهت داشته باشد، به عبارات نویسندگان اصلاحطلب و بیانیههای احزاب اصلاح طلب و مطبوعات دگراندیش میماند. چنان مینماید که حلقه بیانیهنویسان، به جای استنباط از منابع اصیل و اصطلاحات متعارف حوزوی، رونویس سرمقالههای مطبوعات اصلاحطلب شده و مفاهیم مطروحه در آن جراید را با اندک تصرفی در الفاظ، در جامه بیانیه عرضه میدارند و این، در نگاه ناقدان، قرینهای بر غلبه ذوق سیاسی حزبی بر لسان فقهی و ادبیات حوزوی است. در بیانیه مورخ 7 بهمن ایشان نیز آشکار است که در بندهای پایانی، بیانیه به سرعت از یک رویداد امنیتی به «ضرورت اصلاح قانون اساسی» و «همهپرسی» میرسد. اگرچه با وجود تدابیر و تلاش های انکارناپذیر، نقدهایی به اداره اقتصاد توسط دولتمردان وارد است، اما نتیجهگیری «اصلاح قانون اساسی» از یک واقعه امنیتی نشان میدهد که بیانیه صرفا ابراز همدری نبوده و بیشتر شبیه یک «مانیفست سیاسی» با راهکارهای از پیشتعیینشده برای تغییر نظام اسلامی است.
مطلب و مطعن سوم اینکه حلقه بیانیه نویس گراگرد آقای سید اصغر ناظم زاده، در متنی خطاب به خبرگزاری رسا (که به اشتباه «پایگاه خبری رسا نیوز» عنوان شده است و قاعدتا ناشی از عدم شناخت تفاوت خبرگزاری با پایگاه خبری است) و به جای ارسال به دفتر خبرگزاری جهت درج جوابیه بر اساس قانون مطبوعات و اصول حرفه ای رسانه، بار دیگر مرتکب اشتباه شده و جوابیه را در پایگاه اطلاع رسانی خود منتشر کرده است (که نشان از عدم اطلاع کافی و مجرب نبودن تیم بیانیه نویس ایشان است) آورده است که «آیتالله ناظمزاده ، از روحانیونی هستند که پیش از انقلاب اسلامی وقتى امثال نويسنده در دنيا نبوده اند يا سنى نداشته است، در خدمت انقلاب بوده و با سخنرانى و.... و بعد از انقلاب با نمايندگى امام خمينى به مردم خدمت كرده است.» تهیه کنندگان بیانیه خود واقف هستند که خبرگزاری رسا متعرض خدمات و سوابق انقلابی ایشان نشده است، اما این گونه موضع گیری و سخن گفتن برای ما و شنوندگان حوزوی آشنا است؛ روزگاری هم قائم مقام مخلوع شیخ حسینعلی منتظری که مراد و الگوی آقای ناظم زاده است، از رفتار بسیجیان مدافع انقلاب اسلامی انتقاد میکرد و با ذکر عبارتی کوچک کننده درباره منتقدان، میگفت: «ولایت فقیه را ما گفتیم، ما عَلَم کردیم، ما کتاب توش نوشتیم»!

عجبا از آنان که اوراق دشمنشادکن خویش را در جامه «نصیحت» عرضه میکنند، لیک طاقت استماع نقد دلسوزان را ندارند و تحمل نصح انقلابی و خیرخواهی رسانهای و امر به معروف و نهی از منکر خبرگزاری رسا بر ایشان گران میآید و با تفاخر به گذشته، میکوشند سابقه انقلابی دیروز را ضامن صواب امروز جلوه دهند، حال آنکه این شیوه، مغالطهای بیّن است و در منطق برهان، نتیجه تابع اخسّ مقدمتین است. چه بسیار یارانی که در پیشاپیش لشکر پیامبر اعظم (ص) شمشیر زدند و سپس در هنگامه نبرد نهروان یا فتنه جمل، تیغ بر سیره و سنت همان رسول معظم (ص) کشیدند؛ پس صِرف تقدم در میدان، دلیل دوام صواب نبوده و سبقت دیروز، مصونیت امروز نیاورد. آیا انقلابیگری در گذشته و حمایت از نظام اسلامی، بیملازمه با التزام به ولایت فقیه و یاری حافظان امنیت و صیانت از سرمایههای ملی و تکریم مردمان همیشه در صحنه نیست؟ همان مردمی که استادانه حماسههایی چون یوم راهپیمایی ۲۲ بهمن و اجتماع میلیونی ۲۲ دیماه را رقم زدند و اوراق تاریخ را به نقش حضورِ خویش مزین کردند. پس دعوی اگر به بیّنه وفاداری امروز مویَّد نگردد و نصیحت اگر به سعه صدر و قبول نقد مقرون نشود، جز ادعایی بیمدرک و خطابی بیحاصل نخواهد بود.

آیا اغماض از آحاد مردم و اغفال از اقشار گوناگون حامیان نظام اسلامی، با دعوی مذکور در بیانیه منسوب به شما که «من همواره کوشیدهام در کنار مردم باشم» سازگار افتد و موافق آید؟ دعوی معیت اگر به رعایت جمیع جهات مقرون نگردد، لفظی بیمصداق و شعاری بیاشراق است؛ امید آنکه چنانکه در همان بیانیه مسطور است، حضراتی که آن بیانیه را نوشته اید، «به مردم بازگردید، با آنان صادق باشید، خطاها را بپذیرید»، به مقتضای این مقال عمل و صدق مقال به صحّت افعال مقرون کنید و از بازی الفاظ و صنعت تعابیر، که چون سراب بیابان فریبد و سیراب نکند، دست بشویید تا میزان گفتار با معیار کردار متوازن کنید و نسبت قول و فعل از افراط و تفریط مصون دارید.
مطلب چهارم اینکه بر سالک سبیل علوم حوزوی و طالب طریق حکمت، لازم و متحتّم است که به میزان منطق میزان سخن نهد و به قانون علم اصول میزان نظر سنجد؛ نه کلامش لغزشگاه مغالطه شود و نه بیانش آمیخته به جدل بیحاصل و خطای ادراکی و اختلال شناختی. چه آنگاه که این اصول متین با فطانت فهم فتنه و فراست کشف کید دشمنان داخلی و بیرونی مقرون شود و رسالت خطیر انقلابی با زکاوت سیاسی و بصیرت رسانهای مألوف شود، حصنی حصین پدید آید و سدی سدید برآید؛ چندانکه تیر تزویر بر آن کارگر نیفتد و دام دسیسه در آن نگیرد. نه اسیر نسبت ناروا شود (آنچنان که در رقیمه 26 بهمن 1404 نوشته اید: «مأمورانی را که بناحق مردم را هدف گلوله قرار داده یا زیر لگد و ماشین جانشان را گرفتهاند، مجازات کنید») و نه به آمار ساختگی رسانه هایی چون ایران اینترنشنال اعتماد روا دارد؛ نه هر عدد را سند شمارد و نه هر نقل را حجّت انگارد.

خاصه در هنگامهای که آمریکای جهان خوار و صهیونیسم جنایتکار به حربه جنگ شناختی کمر بسته و از رهگذر یأسافکنی و نومیدسازی، دلها را پژمرده و عزمها را افسرده خواهند، بر اوست که به ثبات قدم و سلامت قلم، از ورطه وهن و مهالک ملال برهد و چراغ امید در صحن ضمیر فروزان نگاه دارد؛ نه آن که محافظان امنیت و مدافعان نظم عمومی را «خشونتورزان و شقاوتپیشگانی که دستشان به خون عزیزان این ملت آلوده است» خطاب کند. دریغ و درد که حلقه بیانیه نویس یا آن جناب که اوراق بیانیات به اسم او اشتهار مییابد و طبعا تبعه مسؤولیت دینی و حقوقی و اخلاقی بر عهده اوست، کرارا و مرارا به مطالبی غیر مستند و نامستدل تمسک جسته و گاه به سیاهنمایی مفرط و مبالغه مسرفانه دست یازیدهاند؛ چندانکه در نگاه منتقدان، این طریقت مصداق «نشر اکاذیب» افتاده و موجب «تشویش اذهان عمومی» انگاشته میشود. چه سخنی که بیبرهان رود، بر دل ننشیند و ادعایی که بیسند آید، در محکمه انصاف پایدار نماند. آری، کلام اگر از جاده استدلال منحرف شده و به وادی تهویل و تهویش افتد، مقبول خردمندان نشود و غبار تردید بر آفاق افکار افشاند و اذهان را در معرض اضطراب و التهاب نشاند.

در پایان مناسب است در سالروز صدور منشور روحانیت، بار دیگر دغدغه های حضرت امام خمینی(ره) را مرور کنیم که فرمودند: «انقلاب به هیچ گروهی بدهكاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها میخوریم. آغوش كشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همهی كسانی كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبكاری آنان از همه اصول؛ كه چرا مرگ بر آمریكا گفتید! چرا جنگ كردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حكم خدا را جاری میكنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانهی جاسوسی را اشغال كردهایم و صدها چرای دیگر؛ و نكتهی مهم در این رابطه اینكه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونهای تبلیغ كنیم كه احكام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود كشور نمیدانم كه معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند.»
خبرگزاری رسا خود را مخاطب این منشور نورانی پیر جماران می داند و آن را چراغ راه و میزان آگاهی خویش میانگارد و رسالت خود را روشنگری و افشاگری در برابر تزویر گروندگان اسلام آمریکایی میداند، تا به بیان بیپیرایه و قلم بیملاحظه، نقاب از رخ ریاکاران بردارد و غبار از آینه افکار بزداید که به تعبیر امام خمینی (ره) «در حوزههای علمیه هستند افرادی كه علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عدهای با ژست تقدسمآبی چنان تیشه به ریشهی دین و انقلاب و نظام میزنند كه گویی وظیفهای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدسنمایان احمق در حوزههای علمیه كم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فكر این مارهای خوش خط و خال كوتاهی نكنند؛ اینها مروّج اسلام آمریكاییاند و دشمن رسولالله. آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟»
سخن آخر اینکه خبرگزاری رسا، رسالت خویش را استمرار آرمان های انقلاب اسلامی و اعتلای جمهوری اسلامی و اعانت در طریق تحقق حوزه انقلابی و دلالت بر مسیر تمدن نوین اسلامی دانسته و در امتداد بیش از بیست سال سعی و فعالیت، هماره بر این صراط مستقیم قدم زده و عَلَم خدمت افراشته است. شماتت جریانهای مدعی اصلاحات و طعن و توهین و افترای معاندان خارجنشین و مزدوران فرقه های منحرف، نتوانسته در این مسیر خللی افکند یا در عزم خادمانش فتوری اندازد که این کاروان، به توفیق الهی، استوارتر از پیش خواهد رفت و پایدارتر از گذشته خواهد خرامید و اگر ضرورت اقتضا کند و مصلحت روشنگری ایجاب نماید، از افشای عقبههای سیاسی و اقتصادی و اخلاقی و روابط پنهان جریانهای غیر انقلابی نیز ابا نخواهد داشت؛ چه صیانت ساحت انقلاب و صراحت در بیان حقایق را بر هر ملاحظه دیگر مقدم میدارد و در ادای تکلیف، مسامحه و مهادنه روا نمیشمارد.