زیست سیاسی حضرت زینب؛ سیاست در سایه صبر
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حضرت زینب کبری(س)، دختر امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س)، نه تنها به عنوان الگوی صبر و شکیبایی شناخته میشوند، بلکه نقش محوری و فعالی در حفظ میراث نهضت عاشورا و مدیریت سیاسی پیامدهای آن داشتند و زیست سیاسی آن حضرت که در طول حیات و بهویژه پس از واقعه کربلا تبلور یافت، نشاندهنده یک استراتژی چندلایه برای هدایت جامعه و روشنگری بود.
تحلیل ابعاد سیاسی زندگی آن حضرت، فراتر از نقش سنتی زنان در تاریخ اسلام، یک الگوی عملی از رهبری در شرایط اضطرار را معرفی میکند به نحوی که پس از شهادت امام حسین (ع)، خلأ قدرت و تلاطم روانی در میان بازماندگان و شیعیان بسیار سنگین بود.
این مقطع حساس، نیازمند رهبری قاطع و مدیریت بحرانی بود که حضرت زینب (س) آن را به بهترین شکل ایفا کردند و آن حضرت با حضور فعال و کلام نافذ خود، از فروپاشی روحی و از هم گسیختگی یاران و خانواده امام جلوگیری کردند.
در فضای نظامی و امنیتی تحت کنترل دشمن، حفظ روحیه اسرا خود یک عمل سیاسی حیاتی بود تا دشمن نتواند به اهداف تبلیغاتی خود یعنی شکست کامل قیام دست یابد و آن حضرت با وجود محدودیتها، وظیفه انتقال حقیقت واقعه و افشای جنایات یزید و ابن زیاد را بر عهده گرفتند.
این انتقال، نه تنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک استراتژی بلندمدت برای حفظ اعتبار نهضت بود و حضرت زینب(س) اسارت خود را به یک تریبون سیار تبدیل کردند؛ مهمترین ابزار سیاسی آن حضرت در برابر قدرت حاکم، قدرت بیان و کلام بود که به صورت سخنرانیهای کوبنده و روشنگر تجلی یافت و این خطابات، نمادی از جنگ شناختی علیه مشروعیتزدایی یزید محسوب میشوند.
سخنرانی در مسجد کوفه، اولین حمله ساختارشکنانه به مشروعیت حکومت وقت بود و در این خطبه آن حضرت مبانی دینی حکومت یزید را زیر سؤال بردند و با یادآوری جایگاه اهل بیت (ع) و نقض عهد مردم کوفه مردم را به یاد پیمانهای شکسته شده و جایگاه محوری خاندان پیامبر (ص) انداختند.
این سخنرانی زمینهساز موج بیداری در کوفه شد، هرچند که تأثیرات آن بلافاصله منجر به براندازی نشد، اما بذرهای مقاومت فکری را کاشت؛ سخنرانی در مجلس یزید، اوج هنر سیاسی آن حضرت است و حضرت زینب(س) نه تنها از موضع ضعف سخن نگفتند، بلکه با استفاده از قواعد بازی حاکمیت، او را به چالش کشیدند.
حضرت زینب(س) با خطاب قرار دادن یزید با القاب مناسب نظیر “ای پسر طلیق”، او را در مقابل تاریخ و وجدان عمومی قرار دادند و مشروعیت او را به عنوان کسی که سهمی در اسلام ندارد، زیر سؤال بردند و آن حضرت به صراحت اعلام کردند که هدف امام حسین (ع) اصلاح جامعه و اجرای شریعت و، نه صرفاً کسب قدرت سیاسی زودگذر بوده است و این تبیین، رسالت اصلی قیام را برای همگان جا انداخت.
پس از بازگشت به مدینه و در دوران پس از افشاگریهای علنی، بخش مهمی از زیست سیاسی حضرت زینب(س) به صورت “سیاست سکوت فعال” تبیین میشود و این رویکرد، نشاندهنده درک عمیق آن حضرت از چرخههای قدرت و مقاومت است.
این سیاست به معنای کنارهگیری موقت از مواجهه مستقیم و خشن با قدرت فاسد نیست، بلکه به معنای فراهمسازی زمینه های فکری و فرهنگی برای قیامهای بعدی است و از این رو این سکوت، حامل برنامهریزی و نه انفعال است.
حضرت زینب(س) در این دوره به تبیین دقیق وقایع، حفظ روایت صحیح عاشورا و تربیت نسل بعدی پرداختند تا میراث قیام، دچار تحریف تاریخی توسط دستگاه تبلیغاتی امویان نشود و این نوع فعالیت، یک فعالیت سیاسی زیربنایی و بلندمدت است که برای پایداری یک مکتب فکری حیاتی و فراهمسازی زیرساختهای ایدئولوژیک برای مقاومتهای آتی است.
زیست سیاسی حضرت زینب(س) نشان میدهد که سیاستورزی تنها در تصاحب قدرت یا مواجهه مستقیم نیست؛ بلکه شامل مدیریت بحران، افشاگری هوشمندانه، حفظ آرمانها و نهایتاً کاشتن بذر قیامهای آتی است.
آن حضرت با ترکیب صبر زینبی و تدبیر علوی، یک استراتژی سیاسی کامل را به نمایش گذاشتند که در آن، حفظ حقیقت و حفظ جامعه آسیبدیده، مهمترین اهداف سیاسی بودند. تأثیر این استراتژی ترکیبی، که در آن سخن و سکوت هر دو ابزاری در دست رهبر برای هدایت جامعه هستند، تا به امروز باقی است.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی