تراژدی مرگ در معادن ایران؛ چرا معدنهای ناایمن هنوز فعالند؟
صبحها در مازندران فقط با صدای پرندگان و بوی نم جنگل آغاز نمیشود؛ برای صدها کارگر معدن، روز از لحظهای شروع میشود که قدم در دل زمین میگذارند؛ جایی تاریک، سنگین و پرخطر که هر شیفت کاریاش میتواند به سلامت پایان یابد یا به حادثهای جبرانناپذیر ختم شود. معادن این استان، اگرچه نقشی مهم در چرخه تولید و اقتصاد منطقه دارند، اما سالهاست با یک پرسش جدی و تکرارشونده گره خوردهاند که آیا جان کارگران به اندازه استخراج و تولید اهمیت دارد؟

خانوادههایی که هر صبح با اضطراب بدرقه میکنند و هر شب چشمانتظار بازگشت سالم عزیزانشان میمانند. تجربه حوادث تلخ سالهای گذشته، نام «معدن» را برای بسیاری از مردم همردیف خطر، حادثه و فقدان کرده است؛ تصویری که بهسادگی پاک نمیشود و با هر خبر حادثهای، دوباره زنده میشود.
از یکسو، مسئولان از تشدید نظارتها، اجرای طرحهای پایش ایمنی، تعطیلی معادن ناایمن و آموزشهای تخصصی سخن میگویند و از سوی دیگر، کارگران از فرسودگی تجهیزات، کمبود آموزشهای عملی، فشار معیشتی و ترس دائمی از حادثه میگویند. فاصلهای که اگر پر نشود، میتواند هر روز قربانی تازهای بگیرد.
مازندران با برخورداری از معادن زغالسنگ و فعالیتهای استخراجی متنوع، یکی از استانهای حساس کشور در حوزه ایمنی معادن بهشمار میرود. همین حساسیت، ضرورت ورود جدیتر نهادهای نظارتی، قضایی و آموزشی را دوچندان کرده است. اجرای طرحهای جدید وزارت کار، افزایش بازرسیها، تشکیل کارگروههای تخصصی و حتی معرفی معادن ناایمن به دستگاه قضایی، نشانههایی از تلاش برای تغییر این وضعیت است؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این اقدامات توانستهاند امنیت را از شعار به واقعیت تبدیل کنند؟
روایت کارگران از معادنی که ایمنی ندارند!

"کار در معدن مثل زندگی روی لبهی تیغ است". این را علی، یکی از کارگران معادن زغالسنگ مازندران میگوید. او با دستهایی سیاه و زخمخورده، از روزهایی یاد میکند که به خاطر ریزش همکارش را از دست داده است: هیچوقت تصویر آن روز از ذهنم پاک نمیشود. ما کارگرها فقط یک خواسته داریم ایمنی. اگر ایمنی باشد، دیگر خانوادهها داغدار نمیشوند.
زهرا همسر یکی از کارگران معدن نیز میگوید: هر روز که شوهرم به معدن میرود، دلشوره دارم. بارها از تلویزیون شنیدهایم که قرار است معادن ایمن شوند، اما هنوز شرایط برای کارگران سخت است. ما فقط آرامش میخواهیم.
در سالهای اخیر، نهادهای مسئول از جمله اداره کل صنعت، معدن و تجارت مازندران اعلام کردهاند که طرحهای پایش مستمر ایمنی در دستور کار قرار دارد. طبق گفتههای مقامات استانی، طی یک سال گذشته معادن متعددی در استان مورد بازدید و ارزیابی قرار گرفتهاند و برخی از آنها حتی به دلیل نداشتن شرایط ایمنی تعطیل شدهاند.
مسئولان تأکید میکنند: سلامت کارگران خط قرمز ماست. اگر معدنی نتواند استانداردهای ایمنی را رعایت کند، اجازه فعالیت نخواهد داشت، اما در روستاهای اطراف معادن، مردم نیز از نگرانیها بینصیب نیستند.
حسین یکی از اهالی قائمشهر که در نزدیکی معدن زندگی میکند، میگوید: هر بار که حادثهای رخ دهد، مردم و جامعه محلی عزادار میشوند. کارگران فرزندان همین مردم هستند. اگر ایمنی بیشتر شود، هم کارگران راحتتر کار میکنند، هم ما خیالمان آسودهتر است.
چالشهای معادن چیست؟

در دل بسیاری از معادن مازندران، زمان انگار سالهاست متوقف شده است. دستگاههایی که روزگاری با استانداردهای حداقلی وارد چرخه تولید شدهاند، امروز فرسوده، خسته و بعضاً خطرآفرین، هنوز نفسنفسزنان کار میکنند. فلزاتی که زنگزدگی بر آنها نشسته و سیمها و تجهیزات برقیای که هر لحظه احتمال بروز حادثه را بالا میبرند، به بخشی عادی از زیست روزمره کارگران تبدیل شدهاند. کارگرانی که میدانند یک نقص کوچک، یک بیاحتیاطی ناخواسته یا یک لحظه غفلت دستگاه، میتواند به فاجعهای بزرگ ختم شود؛ فاجعهای که فقط در دل معدن باقی نمیماند و دامنهاش تا خانهها و خانوادهها کشیده میشود.
در کنار فرسودگی تجهیزات، زنجیره ناایمنی حلقهی دیگری هم دارد؛ آموزش. بسیاری از کارگران، پیش از آنکه معنای واقعی خطر را در تاریکی تونلها لمس کنند، آموزش کافی ندیدهاند. گاهی کارگر تازهواردی است که فقط با تجربه شفاهی همکارانش وارد معدن میشود؛ بدون شناخت کامل از استانداردهای ایمنی، بدون تمرین مواجهه با شرایط اضطراری و بدون آگاهی از اینکه در لحظه حادثه چه تصمیمی میتواند جان او و دیگران را نجات دهد. این خلأ آموزشی، معدن را از یک محیط پرخطر به یک میدان بالقوه بحران تبدیل میکند.

اما مشکل تنها به تجهیزات و آموزش ختم نمیشود. نظارت، آن حلقهای است که اگر گسسته شود، تمام تلاشها بیاثر میماند. نبود نظارت مستمر و پیگیری جدی پس از تخلفات، باعث شده برخی ناایمنیها تکرار شوند؛ گویی هشدارها شنیده میشود، اما جدی گرفته نمیشود. وقتی تخلفی ثبت میشود اما اصلاحی در پی آن نمیآید، پیام روشنی به محیط کار مخابره میشود: خطر قابل چشمپوشی است. و همین نگاه، بزرگترین تهدید برای جان کارگران است.
با این حال، در دل همین نگرانیها، کورسوی امیدی هم وجود دارد. کارشناسان ایمنی معدن معتقدند که میتوان این چرخه خطر را شکست. به باور آنها، آیندهای ایمنتر دور از دسترس نیست؛ به شرط آنکه قوانین سختگیرانهتر اجرا شود و سلامت نیروی کار، نه بهعنوان هزینه، بلکه بهعنوان سرمایه دیده شود. اگر کارفرمایان به جای صرفهجویی در ایمنی، به پیشگیری از حادثه بیندیشند، اگر پایشهای هوشمند بهطور جدی در معادن اجرا شود و سیستمهای هشداردهنده در تونلها نصب گردد، میتوان آمار حوادث را به شکل محسوسی کاهش داد.
معادن مازندران امروز در نقطهای ایستادهاند که انتخاب مسیر، سرنوشت جان انسانها را رقم میزند؛ یا ادامه راه با تجهیزات فرسوده، آموزشهای ناقص و نظارتهای مقطعی، یا حرکت بهسوی معدنی که کارگر در آن با اطمینان وارد شود و خانوادهاش با آرامش منتظر بازگشت او بماند.

طرح وزارت کار در ارتقا ایمنی معادن چیست؟
سمانه نوری مدیر روابط کار ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران آموزش در دل معدن را طرح جدید وزارت کار برای ارتقای ایمنی کارگران معادن اعلام کرد و گفت: با حمایت مرکز تحقیقات وزارت کار، آموزشهای ایمنی به درون معادن میرود.
وی بر نقش مؤثر آموزشهای تخصصی ایمنی در کاهش آسیبهای شغلی تأکید کرد و گفت: با توجه به محدودیتهای موجود برای اعزام کارگران به دورههای آموزشی در محل مرکز تحقیقات و تعلیمات حفاظت و بهداشت کار، در پی رایزنیهای صورتگرفته و با همکاری و مساعدت رئیس مرکز، مقرر شد تا این دورهها با حضور اساتید برجسته مرکز، به صورت میدانی در شهرستانهای معدنی استان برگزار شود.
مدیر روابط کار ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران با اشاره به شرایط ویژه کار در معادن افزود: برگزاری این دورهها در محل استان، گام مهمی در تسهیل دسترسی کارگران معادن به آموزشهای تخصصی و ارتقای سطح ایمنی کارگاهها خواهد بود.
نوری با اشاره به محدودیتهای لجستیکی و اعتباری ادارات کل استانی در اجرای چنین برنامههایی تأکید کرد: ضروری است با هماهنگی میان دستگاههای متولی، امکان بهرهگیری از ظرفیتها و امکانات سایر نهادها برای ارتقای سطح کیفی بازدیدهای میدانی و بازرسیهای مشترک فراهم شود.

پایگاه امداد و نجات در مناطق معدنی
نوری در ادامه به برخی موضوعات مهم مطرحشده در جلسه اخیر کارگروه تخصصی ایمنی معادن استان اشاره کرد و گفت: یکی از مسائل اصلی، احداث پایگاه امداد و نجات در مناطق معدنی بود که چالشهایی در زمینه تأمین زمین موردنیاز آن مطرح شد و در دست پیگیری قرار گرفت.
مدیر روابط کار ادارهکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران بر لزوم احداث و بهبود امکانات بهداشتی در معادن استان طبق ضوابط قانونی تاکید کرد و افزود: ایجاد زیرساختهای ایمنی و بهداشتی مطابق با قانون، از حقوق بدیهی کارگران بوده و پیگیری اجرای آن در دستور کار جدی ادارهکل قرار دارد.
ضرورت اقدامات قضایی در مقابله با معادن ناایمن

علی باقری مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران هم اقدامات قضایی ویژه برای مقابله با معادن ناایمن را صبوری دانست و گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون، 10 معدن ناایمن شناسایی و جهت اجرای قرار تعطیلی به مراجع قضایی معرفی شدهاند.
وی با اشاره به برگزاری دومین جلسه کارگروه تخصصی ایمنی معادن استان مازندران که با هدف پیشگیری از آسیبهای شغلی و صیانت از نیروی کار با همراهی جمعی از بهرهبرداران معادن تحت الارضی8 استان در محل معدن زغالسنگ شوکاشور آمل برگزار شد اظهار کرد: در راستای اجرای مفاد فصل چهارم قانون کار و به منظور صیانت از نیروی کار در کارگاههای موضوع ماده 85 قانون کار، با توجه به ماهیت پرمخاطره معادن، بازرسی و نظارت بر حسن اجرای مقررات ایمنی در معادن را به عنوان اولویت اصلی خود قرار دادهایم.
وی افزود: از ابتدای سال 1403 تاکنون، تعداد 255 مورد بازرسی از معادن استان انجام شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد 100 درصدی را نشان میدهد. علاوه بر این، 68 بازدید مشترک کارشناسی توسط گروه ویژه بازرسی معادن ذغالسنگ متشکل از نمایندگان اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اداره کل صنعت، معدن و تجارت، نظام مهندسی معدن و شرکت تهیه و تولید مواد معدنی انجام شده است.

مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی مازندران با اشاره به تبصره ماده 105 قانون کار که اختیار درخواست قرار تعطیلی یا لاک و مهر کامل یا جزئی کارگاههای ناایمن را به بازرس کار میدهد، بیان کرد: از ابتدای سال جاری تاکنون، 10 معدن ناایمن شناسایی و جهت اجرای قرار تعطیلی به مراجع قضایی معرفی شدهاند.همچنین حدود 50 حفریه غیرمجاز که عمدتاً توسط پیمانکاران غیرمجاز و به صورت ناایمن انجام میشود، شناسایی و موارد آن به دستگاههای متولی گزارش شده است.
باقری خاطرنشان کرد: از دیگر اقدامات مهم، تشکیل کارگروه تخصصی ایمنی معادن استان با حضور نمایندگان اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اداره کل صنعت، معدن و تجارت، سازمان نظام مهندسی معدن، خانه صنعت و معدن، انجمن ایمنی استان و برخی بهرهبرداران معادن ذغالسنگ بوده است و این کارگروه تاکنون 6 جلسه رسمی برگزار کرده است.
وی ادامه داد: در راستای تقویت همکاریهای ملی، ریاست کمیسیون کارگری مجلس شورای اسلامی به منظور مساعدت و پیگیری مشکلات و موانع موجود در معادن استان، به جلسات کارگروه دعوت شده است.کارگروه ایمنی معادن کشوری نیز در بستر فضای مجازی با حضور مدیرکل بازرسی کار وزارت متبوع و نمایندگان دستگاههای مسئول برگزار میشود که اعضای کارگروه استان مازندران نیز در آن حضور فعال دارند. محور اصلی این جلسات ارتقای فرهنگ ایمنی در معادن است.

باقری گفت: مکاتبات متعدد با دستگاههای متولی جهت نظارت دقیق و اجرای مستمر مقررات و آییننامه ایمنی معادن انجام شده است و این روند به منظور حفظ سلامت نیروی کار و جلوگیری از حوادث احتمالی با جدیت ادامه دارد.
با این معادن ناایمن چه باید کرد؟
ایمنی معادن مازندران، مستقیماً با جان انسانها، با آرامش خانوادهها و با اعتماد اجتماعی گره خورده است. هر کارگری که صبح وارد تونلهای تاریک معدن میشود، تنها نیروی کار یک واحد تولیدی نیست؛ او پدر، همسر، فرزند و ستون یک خانواده است و هر حادثه، فراتر از یک «سانحه شغلی»، زخمی عمیق بر پیکره جامعه محلی بر جای میگذارد.
روایتهای کارگران و خانوادههایشان نشان میدهد که فاصله میان سیاستگذاری و واقعیت میدانی هنوز بهطور کامل پر نشده است. فرسودگی تجهیزات، آموزشهای ناکافی و نظارتهای مقطعی، همچنان سایه خطر را بر سر معادن استان نگه داشتهاند. در چنین شرایطی، ترس از حادثه به بخشی از زندگی روزمره کارگران تبدیل شده؛ ترسی که نه با وعده، بلکه فقط با اقدام ملموس و پایدار کاهش مییابد.

در عین حال، نمیتوان تلاشهای انجامشده را نادیده گرفت. افزایش محسوس بازرسیها، شناسایی و تعطیلی معادن ناایمن، تشکیل کارگروههای تخصصی، ورود جدیتر دستگاه قضایی و اجرای طرحهای جدید آموزشی وزارت کار، همگی نشان میدهد که مسئله ایمنی معادن در مازندران به یک دغدغه جدی حاکمیتی تبدیل شده است. طرح «آموزش در دل معدن» و برگزاری دورههای تخصصی بهصورت میدانی، اگر بهدرستی اجرا و تداوم یابد، میتواند یکی از حلقههای مفقوده ایمنی را ترمیم کند.
اما تجربه سالهای گذشته بهروشنی نشان داده است که ایمنی، پروژهای کوتاهمدت یا واکنشی نیست. ایمنی، یک فرهنگ است؛ فرهنگی که باید از مدیران و بهرهبرداران آغاز شود، در سیستم نظارتی نهادینه گردد و در رفتار روزمره کارگران به یک باور تبدیل شود. تا زمانی که سلامت نیروی کار بهعنوان «هزینه» تلقی شود و نه «سرمایه»، خطر همچنان در کمین خواهد بود.
امروز معادن مازندران در نقطهای حساس ایستادهاند؛ نقطهای میان تداوم یک مسیر پرحادثه و انتخاب راهی که امنیت را به اولویت بیچونوچرای تولید تبدیل کند. عبور از این نقطه، نیازمند همافزایی واقعی میان دستگاههای اجرایی، نظارتی، قضایی و کارفرمایان است؛ نظارتی که مستمر باشد، برخوردی که بازدارنده باشد و آموزشی که کاربردی و فراگیر باشد.
اگر قرار است معدن نماد تولید، اشتغال و توسعه باشد، باید پیش از هر چیز نماد احترام به جان انسانها شود. روزی که کارگر با اطمینان وارد معدن شود و خانوادهاش با آرامش منتظر بازگشت او بماند، میتوان گفت که ایمنی از شعار عبور کرده و به واقعیت رسیده است؛ روزی که دیگر خبر حادثه، تیتر تکراری رسانهها نباشد و معدن، مترادف با زندگی و کار سالم تعریف شود، نه خطر و داغ.
