۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۷
کد خبر: ۸۰۴۳۱۹
یادداشت؛

تبدیل تهدید به فرصت؛ هنر مدیریت رهبری در افشای چهره واقعی آمریکا

تبدیل تهدید به فرصت؛ هنر مدیریت رهبری در افشای چهره واقعی آمریکا
اجازه مذاکره از سوی رهبر معظم انقلاب، حرکتی هوشمندانه برای «آزمون صداقت» دشمن و افشای چهره واقعی آمریکا بود؛ اقدامی که با حمله دشمن در حین گفتگو، نه تنها توهم‌های آمریکایی را در جامعه شست و برد، بلکه تهدید نظامی را به فرصتی طلایی برای بصیرت‌افزایی و همبستگی ملی تبدیل کرد.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا،  درک عمیق از مفهوم «زمان‌شناسی» در مدیریت بحران، تفاوت میان یک سیاستمدار معمولی و یک حکیمِ استراتژیک را مشخص می‌کند. مقایسه رویکرد امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در قبال مذاکره با آمریکا، تصویری روشن از این هوشمندی را به نمایش می‌گذارد. در دوران دفاع مقدس، جنگ ماهیتی آشکار و رودررو داشت؛ دشمن با تمام قوا هجوم آورده بود و نیازی به اثبات بدخواهی او احساس نمی‌شد. در آن شرایط، هرگونه مذاکره‌ای می‌توانست به عنوان نشانه‌ای از ضعف یا تسلیم تفسیر شود، لذا امام خمینی (ره) با قاطعیت تمام درهای گفتگو را بستند تا روحیه مقاومت در جامعه آسیب نبیند.
 
اما در شرایط جدید و با تغییر ماهیت جنگ به سمت «جنگ ترکیبی» و «شناختی»، دشمن تلاش داشت با جنگ روانی و القای توهمِ «تغییر رفتار آمریکا»، افکار عمومی را درگیر کند. در این مقطع حساس، اگر رهبری اجازه مذاکره نمی‌دادند و دشمن (مانند جنگ ۱۲ روزه) حمله می‌کرد، رسانه‌های معاند و برخی افراد داخلی، بلافاصله طبل ناکارآمدی دیپلماسی را می‌کوبیدند و می‌گفتند: «اگر مذاکره می‌کردید، جنگ نمی‌شد.» که این امر می‌توانست جامعه را دچار دوگانگی و تفرقه کند.
 
رهبر معظم انقلاب با درک این نکته ظریف، با اجازه مذاکره، زمین بازی را به میدانی برای «آزمون صداقت» تبدیل کردند. آن‌ها اجازه دادند دشمن پشت میز مذاکره بنشیند تا چهره واقعی خود را عریان نشان دهد. حمله دشمن در اوج مذاکرات، در واقع یک «خودکشی سیاسی» بود که تمام نقاب‌های دیپلماتیک آمریکا را کنار زد. این حرکت هوشمندانه، تهدید نظامی را به یک فرصت بی‌نظیر برای «بصیرت‌افزایی» بدل کرد.
 
بسیاری از مردم که هنوز دچار توهم‌های آمریکایی بودند و تصور می‌کردند مذاکره می‌تواند معجزه کند و جنگ را متوقف سازد، با این اتفاق تلخ اما روشن‌بخش، دریافتند که دشمن نه به قوانین بین‌الملل احترام می‌گذارد و نه به منافع ملت‌ها اهمیت می‌دهد. این آگاهی عمومی، باعث شد صف مردم از اغتشاشگران و بدخواهان جدا شود و وحدت ملی در بالاترین سطح خود شکل بگیرد.
 
بنابراین، این تفاوت رویکرد نه به معنای تغییر در اصول (که اصل استکبارستیزی است)، بلکه ناشی از تغییر تاکتیک بر اساس شرایط زمین و زمان بود. رهبری با این مدیریت، هم جو جامعه را با نظام همراه کردند، هم جو انقلابی را دوباره احیا کردند و هم ثابت کردند که در برابر گرگ‌های درنده، تنها راهِ پیروزی، هوشیاری، وحدت و اتکا به قدرت درونی است. این همان «تبدیل تهدید به فرصت» است که در مدرسه ولایت به اوج رسیده است.
ارسال نظرات