۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۹
کد خبر: ۸۰۶۴۲۷

روایت تکان‌دهنده یک پزشک از وضیعت بهداشتی کشور پیش از پیروزی انقلاب

روایت تکان‌دهنده یک پزشک از وضیعت بهداشتی کشور پیش از پیروزی انقلاب
معاون علمی فرهنگستان علوم پزشکی خاطرات خود از وضعیت بهداشتی و درمانی پیش از پیروزی انقلاب را روایت می‌کند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، حوزه بهداشت و درمان ایران شاهد تحولات گسترده و ساختاری بوده است؛ تحولاتی که موجب ارتقای شاخص‌های سلامت، افزایش دسترسی عمومی به خدمات درمانی و توسعه زیرساخت‌های پزشکی در سراسر کشور شده است.

یکی از مهم‌ترین اقدامات پس از انقلاب، ایجاد و گسترش «شبکه بهداشت و درمان» به‌ویژه در مناطق روستایی و کمتر برخوردار بود. راه‌اندازی خانه‌های بهداشت در روستاها و استقرار بهورزان آموزش‌دیده، نقش مؤثری در ارائه خدمات اولیه سلامت، واکسیناسیون، مراقبت‌های بارداری و کاهش مرگ‌ومیر مادران و کودکان ایفا کرد. این اقدام موجب شد شاخص‌های کلیدی سلامت مانند امید به زندگی، کاهش مرگ‌ومیر نوزادان و کنترل بیماری‌های واگیر به شکل چشمگیری بهبود یابد.

در همین راستا به مناسبت ایام الله دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دکتر محمدعلی محققی، معاون علمی فرهنگستان علوم پزشکی ایران در گفت‌وگویی به بیان بخشی از این دستاوردها در نظام سلامت پرداخت.

آقای دکتر شما در چه سالی وارد رشته پزشکی شدید؟

بنده متولد سال 1335 هستم، در سال 1354 وارد رشته پزشکی شدم و در سال 1360 فارغ‌التحصیل شدم. دکترای پزشکی و تخصص جراحی عمومی را از دانشگاه علوم پزشکی تهران دریافت کردم و دوره فلوشیپ جراحی سرطان را در دانشگاه تگزاس و فلوشیپ جراحی پیوند اعضا را در دانشگاه پیتسبرگ گذراندم. 

در زمان فارغ‌التحصیل شدن شما، در ایران وضعیت نیروهای انسانی در حوزه پزشکی چگونه بود؟

 اوایل انقلاب و سال‌های آغازین جنگ تحمیلی، بنده مسئولیت بخشی از معاونت آموزشی وزارت بهداشت وقت را برعهده داشتم که تأمین و توزیع نیروی انسانی را بر عهده داشت. در آن زمان، در سراسر کشور حتی یک جراح زن نداشتیم. این مسئله بسیار غم‌انگیز بود، زیرا بسیاری از بانوان به دلیل نبود پزشک زن و به علت مسائل فرهنگی و مذهبی، از مراجعه به پزشکان مرد خودداری می‌کردند و گاهی برخی از بیماری‌های حوزه زنان خود را تا پایان عمر تحمل می‌کردند.

در آن زمان بسیاری از پزشکان عمومی و متخصص نیز از کشورهای خارجی نظیر بنگلادش به ایران می‌آمدند و با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه بودیم. ساختارهای درمانی ابتدایی و نیروی انسانی ضعیف بود و بسیاری از پزشکان خارجی که از هند و بنگلادش و فیلیپین وارد کشور می‌شدند تا مردم را درمان کنند حتی زبان و فرهنگ مردم ایران را نمی‌شناختند. یکی از تصمیمات مهم آن دوران این بود که در رشته‌های ضروری پزشکی، ظرفیت پذیرش به بانوان نیز اختصاص یابد. به‌عنوان مثال، در رشته تخصصی زنان و زایمان، ظرفیت به‌طور کامل به خانم‌ها اختصاص داده شد. در رشته جراحی عمومی نیز که تعداد متخصصان زن بسیار اندک بود، نیمی از ظرفیت به بانوان تعلق گرفت.

با اجرای این سیاست‌ها، روند تربیت نیروی انسانی با سرعت بیشتری انجام شد و پس از حدود دو دهه، تعداد قابل توجهی جراح زن تربیت شدند. امروز نسبت جراحان زن به مرد به شکل چشمگیری افزایش یافته و تقریباً در همه شهرهای کشور جراحان متخصص زن مشغول ارائه خدمت هستند.

اوضاع بهداشت و درمان مردم در آن سال‌ها چه طور بود؟

برای این که بتوان وضعیت بهداشتی و درمانی کشور را در سال‌های پیش از انقلاب با اکنون مقایسه کرد، می‌توان چند شاخص مهم را مد نظر قرار داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در زمینه چند شاخص دستاوردهای بسیار چشمگیری حاصل شده است که این شاخص‌ها از سنجه‌های بسیار مهم در حوزه سلامت به شمار می‌روند. یکی از آنها، افزایش امید به زندگی در بدو تولد است که پیش از انقلاب، امید به زندگی در زنان حدود 53 و در مردان 55 سال بود. این شاخص اکنون به حدود 79.6 سال در زنان و 76.1 سال در مردان رسیده است.

کاهش مرگ‌ومیر مادران باردار نیز از دیگر شاخص‌هایی است که به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران بهبود یافته است، نرخ مرگ‌ومیر مادران باردار پیش از انقلاب حدود 254 در هر 100 هزار نفر بود که در سال 1400 به حدود 25 مورد در هر صد هزار نفر رسیده است؛ یعنی تقریباً 10 برابر بهبود. البته هدف آن است که این رقم به صفر نزدیک شود.

کاهش مرگ‌ومیر نوزادان نیز از دیگر شاخص‌های سلامت است که مرگ‌ومیر نوزادان از حدود 154 در هزار تولد زنده در سال 1353 به حدود 9 نفر در هزار تولد کاهش یافته است.

کاهش مرگ‌ومیر کودکان زیر یک سال نیز از دیگر شاخص‌هایی است که مهم است و این شاخص اکنون به حدود 12 در هزار نفر رسیده است.

کاهش مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال نیز در این چهار دهه رخ داده و این آمار از حدود 225 در هزار نفر در سال 1353 به حدود 14 در هزار نفر در سال 1400 کاهش یافته است.

در حوزه بهداشت عمومی نیز پیشرفت‌های چشمگیری حاصل شده است؛ از جمله کنترل بیماری‌های واگیر مانند سیاه سرفه، سل، ریشه‌کنی آبله، فلج اطفال و مالاریا، کزاز نوزادی، کاهش بیماری‌های اسهالی به‌ویژه در کودکان و ارتقای پوشش واکسیناسیون که اکنون به نزدیک صد در صد رسیده است. زنجیره سرد ثابت و سیار برای انتقال و نگهداری واکسن‌ها برقرار شده و پوشش ایمنی تقریباً کامل برای مردم ایجاد شده است.

یکی از غم‌انگیزترین مسائل پیش از انقلاب، سوءتغذیه شدید در کودکان زیر پنج سال بود؛ بنده در حدود سال 1359 پایان‌نامه تحصیلی خود را درباره سوءتغذیه در کودکان می‌نوشتم و در مرکز طبی کودکان شاهد بودم که بخش قابل توجهی از مراجعات مربوط به سوءتغذیه انرژی و پروتئینی بود و کودکان در وضعیت بسیار نامناسبی قرار داشتند اما با اجرای برنامه‌های پس از انقلاب، سوءتغذیه شدید تقریباً در کشور دیده نشد. 

از اقدامات مهم دیگر، ترویج تغذیه با شیر مادر، پایش رشد کودکان زیر پنج سال، افزودن ید به نمک طعام و کاهش گواتر بوده است که شاخص‌های تغذیه‌ای و سلامتی را بهبود داده است.

از سوی دیگر باتوجه به این که دو مورد از علل مهم مرگ‌ومیر در دنیا، آب ناسالم و عدم واکسیناسیون به شمار می‌رفت، در زمینه تأمین آب آشامیدنی سالم در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحول بزرگی رخ داد. پس از انقلاب، تقریباً همه روستاها از آب آشامیدنی سالم برخوردار شدند. در آن سال‌ها وزارت بهداشت به موضوع رساندن آب آشامیدنی ورود کرد، زیرا این موضوع مستقیماً با سلامت مردم مرتبط بود. این اقدام نقش مهمی در ارتقای سلامت روستاییان داشت.

یکی دیگر از جلوه‌های مهم انقلاب نیز، تحقق عدالت ساختاری در سلامت بود. مجلس شورای اسلامی با تصویب قانونی مترقی، باعث شد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، با ادغام آموزش و پژوهش در خدمات سلامت تشکیل شود. بر این اساس، دانشگاه‌های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایجاد شدند. هر دانشگاه علوم پزشکی مسئول سلامت جمعیت مشخصی در یک منطقه شد و موظف گردید پاسخگوی نیازهای بهداشتی و درمانی همان جمعیت باشد. این مدل، ساختاری عادلانه ایجاد کرد که در نوع خود کم‌نظیر است و می‌تواند الگویی برای سایر کشورها باشد.

خاطره‌ای هم از وضعیت بهداشت در دوره پهلوی یا سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب دارید؟

بله؛ در سال 1356 گروهی از دانشجویان دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) و دانشجویان پزشکی به یکی از مناطق محروم کشور سفر کردند که در آن منطقه نظام ارباب‌رعیتی حاکم بود و مردم در شرایط بسیار نامناسبی زندگی می‌کردند. دانشجویان پزشکی به یکی از روستاهای آن منطقه رفته بودند که دیده بودند شرایط روستا به گونه‌ای است که فاضلاب سرویس‌های بهداشتی به جایی می‌رود که سربسته نیست و در محلی بالاتر از روستا قرار دارد که باعث ورود فاضلاب به محل زندگی مردم شده و محیط زندگی مردم آنجا را آلوده می‌کرده است. این شرایط باعث شده بود که بیش از 60 درصد دختربچه‌های آن منطقه دچار بیماری قارچی پوست سر شده و دچار کچلی شوند؛ این نمونه‌ای از بی‌عدالتی گسترده آن دوران بود.

در دوره قبل از انقلاب محرومیت‌ها به‌ویژه در روستاها و به خصوص در حوزه بهداشتی و درمانی بسیار عمیق و زیاد بود و این در حالی بود که در آن زمان حدود 70 درصد جمعیت ایران ساکن مناطق روستایی و شهرهای بسیار کوچک بودند بنابراین دستاوردهای انقلاب در حوزه سلامت بسیار گسترده است؛ هرچند نباید به وضعیت موجود قانع بود و نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران شایستگی آن را دارند که به مراتب دستاوردهای بیشتری برای مردم ایران و حتی سایر کشورهای منطقه و جهان اسلام فراهم شود.

منبع: تسنیم
ارسال نظرات