آتش بر کلام خدا؛ جرم، گناه و نشانه بحران وجدان
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، آتش را گاه برای روشنایی میافروزند و گاه برای نابودی. اما چه تلخ است وقتی زبانههای آتش، به جای جهل و ظلمت، به جان کلامی بیفتد که خود فروغ هدایت است. صحنه ورقهای سوخته قرآن در برابر چشمان حیرتزده تاریخ، تنها یک جنایت کیفری نیست؛ مرثیهای است بر انسانِ عصر مدرن که از معنا تهی شده و برای فرار از خلأ درون، به تخریب مقدسات پناه آورده است. این آتش، نه فروغی که دودی بر چهره وجدان جمعی مینشاند؛ وجدانی که میان حرمت و هتک، سرگشته مانده است. این نوشتار با مروری بر مبانی دینی و چارچوبهای حقوقی، به واکاوی اقدام دردناک آتش زدن قرآن کریم، مساجد و امامزادگان درحوادث اخیرمیپردازد. این اقدامات، نه تنها مصداق بارز هتک حرمت مقدسات، بلکه نمایانگر عمق یک بحران اخلاقی و هویتی در جامعه است.
آتش زدن قرآن کریم، سوزاندن مساجد و هتک حرمت امامزادگان، ابعاد گوناگون دینی، حقوقی، اجتماعی و اخلاقی دارد. این عمل، یک کنش صرفاً سیاسی یا اعتراضی نیست؛ بلکه نشانهای از سرایت یک زخم عمیق هویتی است. در حالی که قرآن کریم خود را در برابر هجمههای عملی بیمه کرده است: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»، این سؤال باقی میماند که چرا برخی گمان میکنند با سوزاندن یک مصحف، میتوانند از فروغ معنا و حقیقت آن بکاهند؟ پاسخ در اینجاست که آنان نه با کتاب، بلکه با بخشی از وجود خویش میجنگند.
از منظر آموزههای دینی، اهانت به قرآن و اماکن مقدس، عملی است که شدیداً محکوم شده و از منظر اخلاقی، نشانگر سقوط انسان به مرحلهای است که «حقیقت» را با «تخریب» اشتباه میگیرد. در تأیید این عمق دینی، روایات اسلامی هشداری صریح میدهند. چنانچه در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «هَلَکَ مَن سَبَّ أَوْ سَبَّبَ سَبًّا لِلْقُرْآنِ» (کسی که قرآن را دشنام دهد یا سبب دشنام دادن آن شود، هلاک گردیده است). این حدیث، اهمیت اخلاقی و حقوقی اهانت به قرآن را برجسته ساخته و نشان میدهد که بالاترین زیان متوجه خود فرد توهینکننده است. تاریخ اسلام شاهد است که هرگاه نیروهای مهاجم، چه مغول پس از تخریب بغداد و چه دشمنان معاصر، سعی در نابودی فیزیکی قرآن داشتهاند، نهایتاً شکست خورده و قرآن باقی مانده است. این پایداری، تحقق عینی وعده الهی در سوره حجر است که نشان میدهد اهانتهای عملی، تنها تأثیری گذرا بر احساسات عمومی میگذارد، اما اصل دین دستنخورده باقی است.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، دستگاه قانونگذار با درک اهمیت حفظ کیان دین، این اعمال را صراحتاً جرمانگاری کرده است. تکیه بر قانون، نشاندهنده پیوند نظاممند میان اخلاق و قانون در ساختار حاکمیتی است:
1. ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات، مصوب ۱۳۷۵): این ماده به صراحت هرگونه هتک حرمت و توهین آشکار به مقدسات اسلامی را جرم تلقی کرده و برای آن مجازات تعیین نموده است.
2. ماده ۲۶ قانون مطبوعات (مصوب ۱۳۶۴): این ماده نیز با تأکید بر ممنوعیت «اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن»، حفاظت از مرزهای اعتقادی جامعه را وظیفه قانونی میداند.
قوانین فوق، بر این اصل استوارند که بیتوجهی به بنیادهای اعتقادی جامعه، امنیت اخلاقی و اجتماعی را به خطر میاندازد و دستگاه قضایی مؤظف است با استناد به این مواد، سلامت عمومی را بازگرداند.
مجازات آتش زدن کتاب مقدس یا توهین به مقدسات در هر کشور کاملاً مختلف است و مجازاتهایی مثل حبس طولانی یا اعدام دارد. در برخی کشورها به جای قانون تخصصی توهین به مقدسات، از قوانین عمومی مانند اتهامات توهین به گروههای مذهبی، بیاحترامی، تحریک نفرت یا تخریب اموال استفاده میشود. در بسیاری از کشورهای غربی هم قوانین خاصی درباره توهین به مقدسات ندارند ولی ممکن است تحت عنوان؛ تخریب اموال یا تحریک به خشونت پیگیری شود. در بعضی از این کشورها هم در قوانین اتهام نفرتپراکنی یا هتک حرمت وجود دارد.
اخلاق و تجربه قضایی؛ بسیاری از قضات در سوابق خود، شاهدند که قساوت قلب و بیاعتقادی، نه تنها در عمل، بلکه در لحظات حساس تصمیمگیری بروز میکند. تجربه شخصی در رسیدگی به پروندهای، این حقیقت را بهشکلی دردناک آشکار ساخت: در سوابق کاری، پروندهای به یاد میآید که در آن، خواهان، سوگند خوانده را دروغین میدانست. قاضی برای اطمینان، او را به وضو و قسم بر قرآن فراخواند. بنا به درخواست دادگاه فرد وضو گرفت و دست بر قرآن نهاد. اضطراب خواهان از قسم دروغ خوانده، در اوج بود. مراسم پایان یافت و خوانده با پیروزی و شادمانی دادگاه را ترک کرد. اما این پیروزی دنیوی، دیری نپایید. در حین رسیدگی به پرونده دیگری که در همان دادگاه رسیدگی میشد، ناگهان صدای همهمه برخاست. مشخص شد که همان خوانده، در راه پلهها دچار حادثه شده و مرگش تأیید گردید. این حادثه، عبرتی بود از "بیحرمتی به قرآن" و یادآور این حقیقت که سوگند دروغ با کتاب خدا، بیپاسخ نمیماند. این واقعه، مثالی عینی است از اینکه نادیده گرفتن این عظمت در مقام قضاوت (سوگند) یا در مقام اهانت (آتش زدن)، با عواقب تلخی برای مرتکب همراه است. همانگونه که در آموزههای دینی تأکید شده، فردی که به مقدسات اهانت میکند، دراین دنیا نیزباید شاهد تجلی سریع مجازات خود باشد؛ چرا که «إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ.»
در برابر پدیده هتک حرمت مقدسات، هرچند برخورد قاطع قضایی ضروری است، اما تجربه نشان داده که دفاع از حریم قرآن، بیش از آنکه به شمشیر قانون نیاز داشته باشد، به حکمت، هنر و همزبانی محتاج است. از این رو، پیشنهادهای زیر برای نهادهای فرهنگی، حوزوی و آموزشی ارائه میشود:
۱. بازتعریف «قدسیت»؛ بسیاری از هتکحرمتها ریشه در ناتوانی در انتقال مفهوم «حرمت» به مخاطب امروزی دارد. باید با بهرهگیری از ادبیات روز، مفاهیم معنوی و دینی را به شیوهای جذاب و قابل فهم به نسل جدید منتقل کنیم.
۲. تقویت آموزشهای دینی و اخلاقی؛ نهادهای آموزشی باید برنامههای آموزشی را با محوریت اخلاق و معنویت طراحی کنند تا جوانان نسبت به مقدسات و ارزشهای دینی آگاهی و احترام بیشتری پیدا کنند.
۳. ایجاد فضایی برای گفتوگو؛ برگزاری نشستها و کارگاههای برگزارشده به منظور گفتوگوی بین ادیان و فرهنگها میتواند به کاهش تعصبات و افزایش درک متقابل کمک کند.
۴. استفاده از هنر برای ترویج ارزشها؛ هنر میتواند ابزاری قدرتمند برای انتقال پیامهای فرهنگی و دینی باشد. با حمایت از هنرمندان در تولید آثار مرتبط با مقدسات، میتوان معنویت را به شکل جذابی ارائه داد.
۵. توجه به نیازهای نسل جدید؛ اگرنتوانیم با زبان جوانان با آنها سخن بگوییم و به دغدغههایشان پاسخ دهیم، این فاصله حتماً منجر به تضعیف پایههای ایمانی خواهد شد.
همانگونه که قرآن کریم خود را حفظ خواهد کرد، دستگاه قضایی نیز مؤظف است با قاطعیت قانونی و تکیه بر اخلاق و وجدان، از مرزهای جامعه اسلامی صیانت نماید و هشدار دهد که این حرکات، جز سردرگمی و هلاکت برای خود فاعل، پیامد دیگری نخواهد داشت. این وقایع باید ما را به سوی تحقق وعده الهی در سوره صف سوق دهد: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانه ملی باید برنامههای آموزشی را با محوریت اخلاق و معنویت طراحی کنند تا جوانان نسبت به مقدسات و ارزشهای دینی آگاهی و احترام بیشتری پیدا نموده و به تقویت هویت دینی و مذهبی نسلهای آینده کمک نمایند.
علی اصغرمجتهدزاده عضوبسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم