منشور روحانیت؛ نه بزرگ امام به سکولارها و نفوذیها
حجتالاسلام محمدصادق ابوالحسنی، نویسنده، تاریخپژوه و عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه، در سوم اسفندماه، سالروز صدور منشور روحانیت توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره)، در گفتوگو با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، به تبیین ابعاد مختلف این سند مهم پرداخت.
عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه با اشاره به فرا رسیدن سی و هفتمین سالگرد صدور منشور روحانیت توسط حضرت امام خمینی(ره) در سوم اسفندماه، این سند را یک منشور مهم راهبردی برای همه حوزهها در طول تاریخ و نقشه راه حوزه تراز انقلاب اسلامی توصیف کرد و بر ضرورت جایگاهشناسی، بازخوانی و توجه به راهبردهای بصیرتی آن برای شرایط امروز تأکید نمود.
وی با بیان اینکه این منشور یک متن منبع برای معرفی شاخصههای حوزه کارآمد و پویا است، اظهار داشت: منشور روحانیّت، نهی بزرگی است که امام به دو عنصر «تحجّر» و «تجدّد» گفته است؛ چرا که عنصر جمود در کنار غربزدگی و انحراف، مثل دو تیغه قیچی عمل میکنند و حوزهها را به ورطه افراط و تفریط میاندازند. امام، «مُجَدّد» بود؛ نه «مُتجَدِّد»! او در امتداد مسیری که میرزایشیرازیها، شیخ فضلالله نوریها و شهید مدرّسها گشودند، با دو دستهی: مقدسنماهای بیتعهّد و سکولاریستهای روحانینما مخالفت کرد. بدین ترتیب، منشور روحانیّت او، دکترین حوزه انقلابی بر اساس تحولخواهی و جهادمحوری است که در عین حال، با تولی و تبرّی، پاسداشت فقه جواهری و عقلانیّت دینی قرین است. این منشور تکملهای بر کشف اسرار امام است و در عین حال، پیام رهبری به مناسبت سده حوزه قم (حوزه پیشرو و سرآمد) مکمّل آن میباشد.
حجت الاسلام ابوالحسنی در ادامه افزود: در اینجا برای کالبدشکافی این منشور، بایستی به چند بحث بپردازیم: 1. جایگاهشناسی منشور 2. محتواشناسی منشور؛ در بخش محتواشناسی نیز میتوانیم به مباحث مهمی چون راهبردشناسی تاریخی علمای شیعه و همچنین آسیببشناسی و جریانشناسی حوزههای علمیه بپردازیم. بر همین اساس میتوان به یک راهکارشناسی و دستورالعملیابی ویژه حوزههای علمیه رسید که در این منظومه، حوزه بتواند سهم امروزین خود را جهت برون رفت از تهدیدهای خارجی و آسیبهای داخلی کشور ایفا کند.
جایگاهشناسی منشور روحانیت؛ (از حیث صدور و مخاطب)
این پژوهشگر تاریخ معاصر، نخستین بحث را جایگاهشناسی منشور دانست و به لحاظ کیفیّت صدور آن گفت: باید توجه داشت که این منشور از طرف یک فقیه صاحبسبک صادر شده است؛ شاگرد ویژه آیتالله العظمی بروجردی و شاگرد ممتاز آیتالله شیخ عبدالکریم حائری، رهبری که یک فقیه مجاهد و یک مصلح اجتماعی – فرهنگی – سیاسی است. مجتهدی که مهمترین فقهای عصر خود را دیده و شاگردان بزرگی را تربیت کرده است. ضمناً به لحاظ علمی و اندیشه سیاسی، نظریهپرداز بزرگ فقه سیاسی است و نظریه ولایت فقیه را بسط داده است.
وی افزود: اگر از نظر نقشآفرینی امام در بافت حاکمیت سیاسی بنگریم، تأثیرگذاری تاریخی و سیاسی-اجتماعی ایشان بسیار بالاست. ایشان نظام شاه و شاهبازی را که هزاران سال مبنای حاکمیت سیاسی بود و مشروعیّت آن را بر اساس «چه فرمان یزدان چه فرمان شاه» جا انداخته بود، در نظام تاریخی - سیاسی ایران دگرگون کرد و یک نظام جدید سیاسی با ترکیب «جمهوریت» و «اسلامیت» بنیان نهاد. بنابراین چنین شخصیتی وقتی منشور بنیادی برای روحانیّت شیعه تدوین میکند، هم به لحاظ نقشه راه برای روحانیّون مهم است و هم به لحاظ اینکه میتوان نوع نگاه او را به جریان روحانیّت دریافت که طبق همین نگاه نهضت را به راه انداخت و پیروز شد و در تداوم انقلاب نیز همین نگاه را تعیینکننده میدید. ضمناً اگر سه جریان مهم تاثیرگذار در تاریخ معاصر ایران، «سلطنت»، «روشنفکری» و بویژه «روحانیّت» باشد، این منشور سرشت و سرنوشت روحانیّت را روشن میسازد.
حجتالاسلام ابوالحسنی در ادامه به لحاظ مخاطب شناسی منشور اشاره کرد و گفت: حال که تدوینکننده منشور را شناختیم، نوبت به مخاطب آن میرسد. ابتدای منشور روحانیت، نشان میدهد مخاطب آن، از نظر رتبه، با کیفیت و سطح عالی است. امام مینویسند: «خدمت حضرات روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام، مدرسین گرام و طلاب عزیز حوزههای علمیه و ائمه محترم جمعه». پیداست که از سطح هرم مرجعیت تا بدنه میانی و حتی سطوح پایین را خطاب قرار داده و همه امکان استفاده و رهنمودگیری از آن را دارند. بنابراین هیچ طلبهای نمیتواند بگوید که من از خواندن این منشور بینیازم.
رئیس دفتر نشر آثار و آراء استاد منذر (ره)، با اشاره به روز سوم اسفند ماه ۱۴۰۴ گفت: این روز، روز تلاقی دو حادثه متضاد در تاریخ معاصر است؛ یکی صد و چهارمین سال کودتای انگلیسی رضاخان پهلوی که اساساً یکی از اهدافش شیعهستیزی و نابودی حوزه بود و دیگری سی و هفتمین سالگرد انتشار منشور روحانیت که عملاً در امتداد فروپاشی اهداف استعمارگران و رژیم پهلوی صورت بست. ابوالحسنی سپس خاطرنشان کرد: این متن یکی از مهمترین و شیواترین اسناد تاریخی بر جای مانده از امام امت است که راهبرد بصیرتی حوزههای علمیه را نشان میدهد. از نظر کیفی سرفصلهای خیلی مهمی دارد، چنانکه از نظر کمی هم بالغ بر ۵۰ صفحه است و از نظر ادبی جزو شیواترین و زیباترین متون سیاسی – تاریخی امام است.
عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه علمیه به سخن آیتالله جوادی آملی اشاره کرد که معتقد است: «این منشور وصیتنامه مخصوصی است که امام برای حوزه و روحانیت نگاشته است». فراموش نکنیم که این سند تاریخی، حدوداً 4 ماه قبل از ارتحال امام منتشر شد و میتوان گفت که آخرین دریافتها و برداشتهای امام خمینی از فقاهت، مرجعیت، روحانیت، دشمنشناسی، وظایف حوزههای علمیه در نقشآفرینی فرهنگی، بررسی موانع، نقاط قوت و آسیبشناسیها را شامل میشود. البته مقام معظم رهبری تأکید دارند که این متن فقط مخصوص حوزه نیست؛ بلکه فراتر از حوزه، برای ملت ایران مخصوصاً نخبگان و پژوهشگران سودمند و حیاتی است.
حجت الاسلام ابوالحسنی خاطرنشان کرد، غفلت از جایگاهشناسی این منشور، سبب شده تا افراد زیادی از حوزویان، به بازخوانی آن همت نورزند و حساسیّت آن را درنیابند. چه بسا طلابی که هنوز اصل منشور را یک دور کامل هم نخواندهاند و به همین دلیل از کنار رهیافتهای اساسی آن به سادگی گذشتند. طبعاً آثاری که در بازخوانی این سند تاریخی هست، در اوضاع فتنهبار امروز، دو چندان میشود.
نقش تاریخی روحانیت در دفاع از کیان اسلام و ایران
حجتالاسلام ابوالحسنی در ادامه به محتوای منشور اشاره کرد و گفت: در منشور امام، روحانیّت شیعه، نقطه کانونی قدرت در تاریخ تحولات اسلام و ایران است. از نگاه امام، هیچ جریانی مثل روحانیّت در پاسداری از دستاوردهای تاریخی شیعه و حراست از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران، نقشافرینی نکرده است. در این متن، مطالب مختلفی درباره عظمت روحانیت، اهمیت فقاهت و اجتهاد، رسالت علما و حوزویان و ظرفیّتهای عظیم آنها در مواجهه با مشکلات داخلی و تهدیدهای خارجی مطرح شده است. آغاز منشور با شهادتطلبی و ایثارگری علماست. امام به روحانیون به عنوان حماسهسازان همیشه جاوید درود میفرستد و معتقد است که همانها بودند که در عرصه تدوین رساله عِلمی و رساله عَمَلی، خوش درخشیدند و آن را با مرکّب خون نگاشتند.
وی افزود: امام تصریح میکنند که حوزههای علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پایگاه مستحکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجرویها بودند. در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اولین کسانی بودند که پیشکسوت شهادت شدند.
این استاد حوزه با اشاره به سیر تاریخی نقش آفرینی روحانیت تصریح کرد: از حمله روسیه تزاری در عصر فتحعلی شاه که علمایی مثل سید مجاهد و ملا احمد نراقی لباس رزم پوشیدند و فتوا و صلای جهاد دادند، تا مقابله با قرارداد رویتر در عصر ناصرالدین شاه که با ایستادگی ملا علی کنی متوقف گشت؛ از نهضت تحریم تنباکو به رهبری میرزای شیرازی بگیر، تا مشروطیت و ایستادگی شیخ فضلالله نوری، سپس تقابل با قرارداد وثوقالدوله با مقاومت شهید مدرس شیخ حسین لنکرانی و دهها نمونه دیگر نظیر: قیام آقا نورالله اصفهانی و حاج آقا حسین قمی در برابر دیکتاتوری و کشف حجاب رضاخانی و قیادت ایت الله کاشانی در نهضت ملی نفت، همه نشان میدهد که رهبری علمای شیعه با موتور محرکهی شهادتطلبی و منطق عاشورایی پیش رفته است.
وی تأکید کرد: این فرهنگ ولایی شیعه و ترکیب آن با روحیه رشادت ملی ایرانیان است که در واقع نه تنها ایران را مهد تشیع نگاه داشته، بلکه اگر فتوای علما و قواعد فقهی مثل «نفی سبیل»، «نفیسلطه» و قاعده «عُدوان» و «اِعتداء» نبود، اقلیتهای مذهبی نیز در برابر جهانخواران در امان نبودند. این ظرفیّت فقه شیعه است که حوزههای علمیه را علاوه بر پاسداران مذهب به پاسداران خاک ایران نیز تبدیل میسازد.
راهبردهای ششگانه دشمن برای روحانیتستیزی از دیدگاه امام
حجتالاسلام ابوالحسنی با اشاره به تحلیل امام خمینی(ره) از سیاستهای دشمنان در قبال روحانیت، گفت: امام در این منشور چند بحث مهم را مطرح میکنند. وقتی استعمار و دشمنان فهمیدند نمیتوانند اصل حوزه را نابود کنند، به راهکارها و توطئههای مهمی برای روحانیتستیزی روی آوردند.
وی راهکارهای دشمن را به شرح زیر برشمرد: ۱. ترور فیزیکی و به خاک و خون کشیدن روحانیت شیعه: امام به این مسئله اشاره کرده و نمونههای تاریخی آن را میتوان در کتاب «شهداء الفضیله» علامه امینی مشاهده کرد که جریان شیعهستیز چگونه علمایی مانند شهید اول را به شهادت رساندند و یا هواداران مشروطه از نوع سکولار، شیخ فضلالله نوری را در میدان توپخانه به دار کشیدند. ۲. ارعاب و تهدید برای عقبنشینی حوزههای علمیه: امام تصریح میکنند وقتی ترور فیزیکی محقق نشود، راهکار دیگر ارعاب و تهدید است. قبل از پیروزی انقلاب، عملکرد ساواک در برابر علمای انقلابی بر همین اساس بود. پس از انقلاب نیز از جنگ تحمیلی تا همین الان که ناوهای آمریکایی را با قلدرمآبی به رخ میکشند، همین است. ۳. خدعه و نفوذ ۴. تحریف تاریخی و ارائه چهره واپسگرا و ضد پیشرفت از علما ۵. تئوری توطئه و تهمتافکنی به علمای متعهد؛ همچون برچسب روسی زدن به شیخ فضل الله؛ برچسب انگلیسی زدن به آیت الله کاشانی و تهمت تودهای زدن به آیت الله شیخ حسین لنکرانی ۶. ترویج روحانینمایان وابسته و منحرف به جای روحانیت اصیل؛ افرادی چون شیخ ابراهیم زنجانی، سید اسدالله خرقانی و شریعت سنگلجی.
تطبیق راهبردهای دشمن با شرایط امروز
عضو انجمن علمی تاریخ معاصر حوزه در بخش دیگری از گفتوگو به تطبیق این راهبردها با شرایط فعلی پرداخت و گفت: تک تک آنچه را که مرحوم امام هشدار میدهند، نظام سلطه الان در کارزار مهم نبرد ایران با اسرائیل و آمریکا به نحو بارزی اعمال میکند.
ما باید در برابر 6 راهبرد دشمن برای روحانیّت ستیزی، از شیوههای خنثیسازی آن استفاده کنیم که عبارتند از: 1. حفاظت از جان علمای مجاهد و روحانیّون تاثیرگذار 2. جلوگیری از نفوذ در حوزه علمیه و افشاگری مقابل نفوذیها 3. سرعت بخشی به کنشگری حوزه، متناسب با سرعت تحولات جهانی و منطقهای 4. آمادهسازی مهارتی و آموزش به طلاب برای نقشآفرینی در فضای پرالتهاب و جنگی امروز (خطابه، تدریس و تالیف) 5. مقابله با جو شدید شریعتگریزی و ولنگاری فرهنگی
وی در خصوص توطئه اول (ترور فیزیکی) تصریح کرد: شما در سالهای اخیر ببینید ۸۰ تن بمب فقط برای شهادت سید حسن نصرالله ریخته شد و این بمبها فقط انفجاری نبود، بلکه خفهکننده و مسمومکننده بود. جانشینان احتمالی ایشان را هم بلافاصله ترور کردند. همچنین شهادت دکتر رئیسی نیز جای تامل دارد. چرا باید تیم حفاظت ایشان در چنین منطقه جغرافیایی ملتهبی، یک هلیکوپتر بیدفاع را برای جا به جایی ایشان به کار بندد؟ این نشانه کمکاری و عدم پختگی در حفظ سرمایههای روحانیّت است.
حجتالاسلام ابوالحسنی با تأکید بر ضرورت حفاظت از جان علمای مجاهد به ویژه رهبر معظم انقلاب، خاطرنشان کرد: مسجل شده که ترور مقام معظم رهبری هدف اسرائیلیها در جنگ 12 روزه بود. وقتی جلسه شورای عالی امنیت ملی با حضور سران سه قوه را مورد ترور قرار میدهند، پیداست که چه قصدی دارند؟ تمام دستگاههای امنیتی باید مراقب باشند. به نظر من برای حفظ جان مرحوم سید حسن نصرالله و مرحوم رئیسی باید بیشتر تلاش میشد.
هشدار نسبت به نفوذ جریانی سکولار در حوزه
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به راهکار نفوذ و خدعه از دیدگاه امام، گفت: امام در منشور روحانیت بیشتر نفوذ را جریانی دیده تا فردی. ایشان معتقد است خط سکولاریسمی که در حوزه پمپاژ میشود کاملاً در راستای نفوذ است. منتها ایشان نفوذ را صرفاً شخصی نمیبیندف بلکه روی جریان سکولاریسم در حوزه انگشت تاکید مینهد. ما متأسفانه الان روحانینمایانی میبینیم که عملاً در بیانیههایشان مشغول مشروعیتبخشی به حکومت اسرائیل هستند، ولی همزمان به مبانی تشیع حمله میکنند و به انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت به عنوان «تهدید» حمله میکنند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر افزود: الان در بعضی از نهادها و در میان بعضی از اساتید دگراندیش و روحانینما، این جریان بیشتر نمود پیدا میکند. من زنگ خطر را در حد خودم به صدا درمیآورم. اینکه سر و کله یک روحانینما چندی بعد از جنگ 12 روزه پیدا شود و به همه مقدسات از پیامبراکرم (ص) تا حضرت زهرا و ائمه معصومین (ع) جسارت کند و با شبکههای وهابی علیه شیعه مصاحبه کند و همزمان شبکههای ماهوارهای اسرائیل از او حمایت کنند، کاملاً سوال برانگیز است. سابق بر این شبهات علیه دین خارج از حوزه تولید میشد و حوزه پاسخگو بود ولی اکنون میکوشند تا شبهات را از درون حوزه به دست روحانینمایان بیسواد و منحرف القا کنند. ما در پس هجمههایی که در قالب کشف حجاب یا مظلومنمایی فرقه ضاله بهائیت صورت میگیرد، بلافاصله میبینیم افرادی روحانینما به توجیهات نظری خط انحراف میپزدازند و تأیید و تقویت آن هجمهها را دنبال میکنند. برخی از اینها داعیه درس خارج و تدریس چنین و چنان دارند. حتی درس خارجهایی با موضوع مخالفت با جلوگیری از کشف حجاب پدید میآید که مثلاً بگویند «حاکمیت حق ندارد جلو کشف حجاب را بگیرد». یا وقتی بحث مبارزه با فرق ضاله و ساختار سازمانی بهائیت (کالت) مطرح میشود، بحث حق و حقوق بهائیت را پیش میکشند و از مظلومیت آنان میگویند. ادلهای که میآورند بیشتر معلوم میکند که رویهشان سکولار و لیبرال است اما پایاننامهها و مقالاتی را با همین تفکر رقم میزنند.
وی با اشاره به تحریف تاریخ عاشورا توسط برخی روحانینمایان گفت: اگر بحث مقاومت مطرح میشود و همزمان فصل مذاکره با آمریکا میرسد، سریع میبینیم میگویند «در عاشورا امام حسین(ع) دنبال سازش با عمر سعد بود!» و هرگونه مقاومت را کوبیده و دیپلماسی فعال را هم برنمیتابند.
حجتالاسلام ابوالحسنی در پایان تأکید کرد: این مسائل نشان میدهد که خطرناکتر از نفوذ فردی، نفوذ جریانی و فکری است که باید حوزه برایش یک فکر اساسی داشته باشد.