آمریکا در پی سرنگونی نظام اسلامی است نه تغییر رفتار ایران/ چهار مانع آمریکا برای جنگ
دکتر فواد ایزدی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم تبریز و سخنانشان مبنی بر ناکامی چند دههای ایالات متحده آمریکا در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران، تصریح کرد: آمریکاییها طی ۴۷ سال گذشته در پی براندازی جمهوری اسلامی بودهاند، اما بهرغم تلاشهای فراوان، نتوانستهاند به هدف خود برسند و دولت ترامپ نیز از این قاعده مستثنی نیست.
وی افزود: در سالهای اخیر متأسفانه بخشهایی از جریان اصلاحطلب در کشور واقعیت این خصومت عمیق را درک نکرده و تصور میکردند که آمریکا به دنبال تغییر رفتار ایران است، نه تغییر حکومت؛ در حالی که اساساً چنین نیست و رهبری به درستی به این نکته اشاره می کنند. در متون و اندیشکده های غربی این موضوع به صراحت آمده و حتی بیان شده که آنها برای تأثیرگذاری بر جریانهای اصلاحطلب داخلی چنین ادبیاتی را به کار بردهاند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: رهبر معظم انقلاب سالها پیش فرمودند که تغییر رفتار همان تغییر حکومت است و میان این دو تفاوتی وجود ندارد. این سخن کاملاً درست است، زیرا طرف مقابل در پی تغییر ارکان قدرت در ایران است؛ ارکانی که اگر از میان برود، عملاً زمینه سرنگونی نظام فراهم میشود.
ایزدی مذاکره و امتیاز دهی به ایران را مخالف تصریحات مسئولان آمریکایی خواند و توضیح داد: آمریکاییها بارها اعلام کردهاند که مشکلشان با ایران، خودِ جمهوری اسلامی است، نه جزئیات سیاستهایش. از همینرو در مذاکرات نیز به دنبال مسیر واقعی برای حل مشکلات نیستند، زیرا اگر مذاکره به نتیجه برسد، باید امتیازهایی به ایران دهند و این امتیازات برای ایران فضای تنفس ایجاد میکند. هنگامی که هدف واشنگتن سرنگونی نظام باشد، ایجاد چنین فضایی هیچ توجیهی ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه به تحلیل بیانات رهبر انقلاب درباره تأثیر بازدارندگی ایران در برابر حمله احتمالی آمریکا پرداخت و گفت: رهبر معظم انقلاب بهدرستی بر هزینههای بالای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران تأکید دارند. اگر آمریکاییها این واقعیت را باور کنند و دریابند که حمله به ایران تلفات انسانی زیادی دارد، آنگاه نمیتوانند اقدام نظامی انجام دهند.
وی ادامه داد: بر اساس قانون اختیارات جنگ در آمریکا، رئیسجمهور برای آغاز جنگ پرهزینه، نیاز به مجوز کنگره دارد و در وضعیت کنونی، ترامپ چنین رأی و حمایتی را ندارد.
دکتر ایزدی یکی از دلایل وارد شدن آمریکا به مذاکره را جلب حمایت کنگره دانست و بیان داشت: یکی از دلایل طرح موضوعات جنگی از سوی دولت ترامپ این است که بتواند نظر نمایندگان مردد در کنگره را به سمت خود جلب کند. برخی از آنان مخالف جنگ هستند، برخی موافق و گروهی دیگر هنوز تصمیم نگرفتهاند. حال ممکن است دولت آمریکا با این توجیه که مذاکره را امتحان کردیم و نتیجه نگرفتیم، تلاش کند رأی لازم را برای حمله نظامی کسب کند.
ایزدی تصریح کرد: باید توجه داشت که آمریکا، عربستان نیست و ترامپ هم مانند سلمان، پادشاه مطلق نیست که هرچه بخواهد انجام دهد. در تصمیمات جنگی دست رئیسجمهور آمریکا چندان باز نیست و تمامی مراحل باید با تأیید نهادهای قانونی و امنیتی طی شود. حتی دستورهای نظامی در مقام اجرا باید توسط ساختارهای نظارتی و اطلاعاتی تأیید شود.
وی با اشاره به ساختارهای سایبری و نظارتی در آمریکا گفت: با توجه به نفوذ رژیم صهیونیستی و پیچیدگیهای این ساختار، امکان هیچگونه تصمیمگیری فوری که برای ایران فضای تنفس یا تغییر جدی در عرصه دیپلماتیک ایجاد کند، وجود ندارد.
دکتر ایزدی در تبیین مؤلفههای بازدارندگی نظامی ایران خاطرنشان کرد: طرف مقابل باید بفهمد که هزینه انسانی حمله به ایران بسیار بالاست. باید این واقعیت برای آنان روشن شود؛ دوم، ایران از توانمندی سختافزاری و نظامی کافی برای وارد کردن ضربه متقابل برخوردار است؛ سوم، افکار عمومی مردم آمریکا در مخالفت با جنگ جدید در خاورمیانه نقش تعیینکنندهای دارد و امروز مردم آمریکا طرفدار جنگ نیستند؛ و چهارم، افکار عمومی در داخل کشور و انسجام ملی مردم ایران در حوزه معیشت و مقاومت باید تقویت شود.
وی افزود: آمریکاییها اکنون با خود میپرسند که آیا میتوانند همان کاری را که در پرونده هستهای ایران انجام دادند، یعنی اعمال فشار بدون تلفات انسانی، در حوزه موشکی نیز تکرار کنند؟ پاسخ آن منفی است، زیرا هرگونه اقدام علیه برنامه موشکی ایران مستقیماً هزینه انسانی سنگینی برای آنان در پی خواهد داشت.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: اگر چهار مؤلفه یادشده تقویت شود، احتمال بروز جنگ از بین خواهد رفت؛ اما اگر در هر یک از این زمینهها ضعف ایجاد شود، خطر درگیری افزایش مییابد. چنانچه آمریکا برآورد کند که هزینه انسانی حمله به ایران بالا نیست، اقدام نظامی محتمل میشود؛ یا اگر توان ضربهزدن ایران را جدی نگیرد، احتمال جنگ بالا خواهد رفت. همچنین، چنانچه افکار عمومی داخل آمریکا از جنگ حمایت کند و در داخل کشور ما نیز انسجام ملی و وحدت آسیب ببیند، احتمال درگیری قویاً افزایش پیدا میکند.
در پایان، دکتر ایزدی گفت: آنچه برای مقابله با تهدید آمریکا حیاتی است، افزایش هوشیاری و انسجام ملی، حفظ قدرت دفاعی و تقویت باور عمومی به هزینههای حمله برای دشمن است؛ تنها در این صورت است که سایه جنگ از سر کشور برداشته خواهد شد.