از کودتای ۱۲۹۹ تا شبهکودتای امروز در پرتو بیانات رهبر معظم انقلاب
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام محسن مؤمنی، محقق و پژوهشگر تحولات سیاسی معاصر در دوازدهمین نشست از سلسله نشستهای تبیینی دشمنشناسی مقاومت با گرامیداشت ماه مبارک رمضان اظهار داشت: سوم اسفند ماه، سالروز یک واقعه بسیار مهم در تاریخ کشور یعنی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است. این کودتا و این حادثه تاریخی ویژگیهای بسیار مهمی دارد و بررسی خواهد شد که این اقدام انگلیسیها در ایران منشأ چه تحولات و اتفاقاتی در دهههای بعدی گردید.
وی با اشاره به لزوم نگاه درست به صحنه وضعیت آن سالها گفت: برای اینکه نگاه درستی نسبت به صحنه وضعیت داشته باشیم و ببینیم در آن سالها چه اتفاقی در ایران رخ میداد، مناسب است نگاهی به سالهای پس از مشروطه داشته باشیم.
استاد حوزه و دانشگاه در این خصوص افزود: کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ توسط انگلیسیها انجام شد و میتوان گفت اولین کودتا در تاریخ معاصر ایران بود. تا قبل از آن کودتایی نداشتیم. کودتا به معنای دخالت نظامی عدهای محدود برای به دست گرفتن قدرت است. کودتا با انقلاب متفاوت است. انقلاب حرکت عظیم مردمی با حضور مردم و ایدئولوژی و رهبری خاص خود میباشد.
این پژوهشگر تحولات سیاسی با اشاره به نقش پشتپرده انگلیس تصریح کرد: انگلیسیها به عنوان قدرت پشتپرده، به وسیله یک قدرت نظامی، تغییری در ساختار حکومت ایجاد کردند و چند سال بعد از آن، حکومت قاجار کلاً منحل شد و از بین رفت و رضاخان به قدرت رسید.
وی با اشاره به سالهای بعد از مشروطه در سال ۱۲۸۵ شمسی بیان داشت: این دوره، دورهای است که ایران وارد مرحله جدیدی از حکمرانی تحت عنوان مشروطه میشد. البته این مشروطه با آنچه علمای ما تحت عنوان عدالتخانه مطرح کرده بودند، تفاوت داشت. عدالتخانه به مرور و با موزیگری انگلیس تبدیل به جریان مشروطه شد. حدود ۱۴ تا ۱۵ سال بعد از مشروطه، برای تثبیت سلطه انگلیس در ایران، آنها نیاز به تغییر ریل داشتند و با ریل مشروطه نمیتوانستند به خواستههای خود برسند.
حجت الاسلام مؤمنی با اشاره به تلاش انگلیس برای سلطه کامل بر ایران اظهار داشت: ایران هیچگاه مستعمره انگلیس نشد، برخلاف هندوستان و بسیاری از کشورهای دیگر که مستعمره قدرتهای استعماری گردیدند. دلیل آن نیز روشن است و آن ایستادگی مردم و حضور علمایی بود که تا پای جان ایستادند و نگذاشتند استعمارگران مسلط شوند و ایران مستعمره گردد. اما در هر حال آنها به دنبال تکمیل سلطه خود بر ایران بودند.
وی به قراردادهای متعدد انگلیس برای تقسیم ایران اشاره کرد: بعد از مشروطه که در ۱۹۰۶ میلادی بود، طی قراردادهای متعددی، آنها میخواستند ایران را بین خود تقسیم کنند. قرارداد ۱۹۰۷، قرارداد ۱۹۱۵ که ایران دو تکه و سه تکه میشد. در نهایت در قرارداد ۱۹۱۹ که معروف است، آنها میخواستند ایران را اصطلاحاً تحتالحمایه خود بگیرند. قرارداد ۱۹۱۹ یا همان قرارداد وثوقالدوله که وثوقالدوله ۴۰۰ هزار تومان رشوه گرفت و این قرارداد را به نفع انگلیسیها منعقد کرد.
این محقق تاریخ معاصر به دو دیدگاه در میان انگلیسیها برای سلطه بر ایران اشاره کرد: دو دیدگاه از منظر انگلیس نسبت به صحنه وجود داشت که چگونه میتوانند بر ایران سلطه پیدا کنند. یک دیدگاه، دیدگاه وزارت خارجه توسط لرد کرزن بود که معتقد بودند با کارهای دیپلماتیک و قراردادها میتوانند بر ایران سلطه یابند. جریان دیگری که در رأس آن چرچیل بود و وزارت مستعمرات انگلیس و تصویر هندوستان را داشتند، به دنبال کودتا در ایران بودند.
چرچیل و پروژه سلطه غرب بر ایران
حجت الاسلام مؤمنی با اشاره به نقش چرچیل گفت: چرچیل یکی از چهرههای بسیار معروف انگلیس و چهرهای کاملاً یهودیزده است. برای علاقمندان به رسانه و سینما، باید به تعداد فیلمهایی که سینمای غرب و هالیوود در تطهیر چهرهای مثل چرچیل ساختهاند توجه کرد. دلیل این حساسیت نسبت به چهرهای مثل چرچیل، خدمات او به غرب است. چرچیل به دنبال گسترش سلطه غرب در منطقه بود و این برنامه را برای ایران نیز داشت.
وی به چهره مهم دیگر در آن مقطع اشاره کرد: از چهرههای بسیار مهم در آن سالها، ژنرال آیرونساید بود که فرمانده انگلیسیها در ایران محسوب میشد و بعد از آن حوادث و اتفاقات در ایران ماند و انگلیسیهای باقیمانده را مدیریت کرد.
حجت الاسلام مؤمنی با اشاره به سالهای جنگ جهانی اول گفت: سالهای مورد بحث، سالهای ۱۲۹۹ و اسفند ۱۲۹۹ است که کودتا رخ داد که مصادف با ۱۹۲۱ میلادی میباشد. اوضاع بعد از جنگ جهانی اول ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ بود. به تاریخ شمسی، این دوره بین سالهای ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۷ قرار دارد که قحطی بزرگ نیز در همین ایام رخ داد. با ورود سربازان انگلیسی به ایران، آنها ایران را غارت کردند و طبق آمارهای موجود، بین ۸ تا ۱۰ میلیون ایرانی در آن ماجرا تلف شدند و از بین رفتند.
وی با انتقاد از کمتوجهی به این وقایع در رسانهها اظهار داشت: متأسفانه در این موارد کمکاری شده است. رسانه ملی به غیر از فیلم «یتیمخانه ایران» که در رابطه با این مسئله ساخته شده، فیلم یا عکس دیگری از آن دوره که نشاندهنده ماجرای قحطی ساختگی انگلیسیها در ایران باشد، وجود ندارد. آنها تجربیات متعددی داشتند و هر کجا پا گذاشتند، سعی کردند با قحطی و رواج بیماریهای فراگیر، مردم را از بین ببرند.
این پژوهشگر با تأکید بر اهمیت توصیف درست تاریخ بیان داشت: کسانی که میخواهند تحلیل تاریخ را به درستی بدانند، ابتدا باید توصیف درستی از تاریخ داشته باشند. توصیف درست، مقدمهای برای یک تحلیل درست است. باید صحنه را به خوبی توصیف کرد. در سالهای بعد از مشروطه، ایران به شدت ضعیف شده بود و در آن ۱۵ سال، انگلیسیها به دنبال تثبیت سلطه خود بر ایران بودند.
وی دلیل این تلاش انگلیسیها را اینگونه بیان کرد: دلایل متعددی وجود دارد، اما یکی از مهمترین دلایل که در تاریخ ذکر شده، نفت ایران است که در همان سالها به دست آمده بود. نفت ایران را غارت کردند و در ایران پالایشگاه ساختند. عوامل مختلفی کنار هم قرار گرفت که انگلیس را نسبت به ایران حریص کرد. ایران در شاهراه جهانی قرار داشت، از یک سو هندوستان و از سوی دیگر عثمانی بود. خود ایران نفت داشت و به آبراههای بزرگ جهان دسترسی داشت. همه این امتیازات باعث شد انگلیس به دنبال تثبیت سلطه خود باشد.
حجت الاسلام مؤمنی به هماهنگی کانونهای استعماری برای این کودتا اشاره کرد: کانونهای استعماری در این بین دست به دست هم دادند تا این اتفاق رخ دهد. اگرچه نام آن کودتا گذاشته شد و تصور میشود یک شبه رخ داده، اما کانون استعماری پشتصحنه بسیار گستردهتر از این بود. ارتباط آنها فراتر از یک کودتا بود و آنها برنامه مفصلتر و بلندمدتتری برای منطقه داشتند که ایران نیز یکی از آنها بود.
پیوند جنگ جهانی اول با شکلگیری نقشه جدید غرب آسیا
وی در پاسخ به سؤالی درباره نقش این کودتا در ایجاد نقشه جدید برای تأسیس اسرائیل گفت: این سوال بسیار مهمی است. باید به حوادث جنگ جهانی اول ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ بازگردیم. هدف جنگ جهانی اول چه بود؟ جنگ جهانی، جنگی بین چند قدرت اروپایی برای رسیدن به غنائم بیشتر بود. آنها وارد منطقه غرب آسیا شدند و آن را اشغال و تقسیم کردند. بخشهای سیاه به انگلیس و بخشهای سبز به فرانسه رسید. این منطقه که قبلاً تحت حاکمیت عثمانی بود، با تجزیه عثمانی، بیش از ۱۰ کشور از دل آن بیرون آمد. لبنان، فلسطین، سوریه، اردن، عربستان، منطقه حجاز، عراق و ترکیه، یعنی هفت تا هشت کشور بسیار مهم از دل عثمانی خارج شدند.
وی افزود: این اتفاق دقیقاً در میانه جنگ جهانی رخ داد. کودتا در سال ۱۹۲۱ یعنی بعد از جنگ جهانی اول اتفاق افتاد. با قرارداد سایکس–پیکو، این دو ژنرال انگلیسی و فرانسوی نشستند و منطقه را بین انگلیس و فرانسه تقسیم کردند. منطقه ضعیف شده عثمانی را متلاشی کردند. جنگ جهانی اول دو ثمره بزرگ برای غرب داشت. اگر صهیونیستها میخواستند در فلسطین و غرب آسیا مستقر شوند، باید منطقه را تضعیف میکردند. جنگ جهانی اول عثمانی را متلاشی کرد.
حجت الاسلام مؤمنی به تحرکات کانونهای یهودی در پشتصحنه اشاره کرد: اتفاق دیگری که در پشتصحنه و پنهان بود، تحرکات کانونهای یهودی به ویژه خاندان روچیل بود. دست آنها در همه این ماجراها بود. روچیلها یکی از خانوادههای بزرگ از آن ۱۲ خانوادهای بودند که عبدالله شهبازی در کتاب «زرسالاران» به آن اشاره میکند. در قرنهای نوزدهم و بیستم، آنها جزو خاندانهای ثروتمند و بانکدار و نزولخور یهودی بودند که بر کل اروپا سیطره داشتند. ناتان روچیل شخص اول این خانواده بود و بعد از او والتر روچیل بزرگ خاندان روچیل در آن سالها بود.
وی به نقش منطقه فلسطین در این نقشهها اشاره کرد: بعد از جنگ جهانی، منطقه را تضعیف کردند و طبق نقشه، منطقه فلسطین را انگلیسیها منطقه بیطرف و بینالمللی نامیدند. این یکی از شگردهای آنها بود که کسی نتواند در آن دخالت کند. بعد از جنگ جهانی اول نیز جامعه ملل را ایجاد کردند که بعد از جنگ جهانی دوم به سازمان ملل، سازمانی کاملاً صهیونیستی، تبدیل شد.
این پژوهشگر با اشاره به اعلامیه مشهور بالفور گفت: اعلامیه بالفور که بسیار مهم است و همه آن را شنیدهاند، اعلامیهای است که توسط بالفور، وزیر خارجه وقت انگلیس در ۱۹۱۷ صادر شد. بالفور تشکیل حکومت صهیونیستی را اعلام کرد. نامهای که بالفور به والتر روچیل نوشت، ارتباطات پشتصحنه و سازمانی را مشخص میکند.
حجت الاسلام مؤمنی در ادامه به نقش بهاییت در تحولات داخلی ایران اشاره کرد: در داخل ایران، یک کانون قدرت بسیار مهم در پشتصحنه وجود دارد که نسبت به آن غافل هستیم. نام این کانون بهاییت است. بهاییت نقش بسیار مهمی در تحولات این سالها ایفا میکند. ایشان با نشان دادن تصویری از عینالملک هویدا گفت: این عکس بسیار مهمی است. این فرد، عینالملک هویدا، حبیبالله عینالملک هویدا، پدر امیرعباس هویدا، پدر فریدون هویدا و پدر محمدجواد هویدا است. اینها از اصلیترین افراد در تاریخ معاصر ایران و کارگزاران حکومت پهلوی بودند. فریدون هویدا از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ نماینده ایران در سازمان ملل بود. امیرعباس هویدا ۱۳ سال نخستوزیر بود تا یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی. اینها خانوادههای بهایی هستند.
وی به ارتباط عینالملک هویدا با رهبران بهایی اشاره کرد: عینالملک هویدا با بهاءالله ارتباط داشت. هنگامی که بابیت در ایران توسط علیمحمد باب در سالهای اوایل دوره ناصرالدینشاه شکل گرفت و به وسیله امیرکبیر اعدام شد، دو برادر به نام میرزا حسینعلی نوری و میرزا یحیی نوری، دو فرقه را از دل بابیت بیرون کشیدند. میرزا حسینعلی نوری فرقه بهاییت معروف به بهاءالله را پایهگذاری کرد. پسر او عباس افندی، همان عبدالبهاء بود. پدر هویدا، عینالملک هویدا، مسئول دفتر و همهکاره عبدالبهاء بود.
حجت الاسلام مؤمنی با بیان ارتباط این شبکه با کشف رضاخان گفت: از یک سو عینالملک هویدا و از سوی دیگر مسعود افسر از بهاییهای بزرگ که مقر او در حیفا در اسرائیل بود، از کاشفان رضاخان بودند. رضاخان نفر اصلی کودتا بود. بنابراین شبکهای از افراد در این ماجرا نقش داشتند. کودتای ۱۲۹۹ تنها توسط فردی به نام رضاخان نبود. رضاخان یا همان رضا پالانی یا رضا میرپنج یا رضا ماکس، یک نظامی عادی بود. کانونهای قدرت انگلیس و سرمایهداری صهیونیست که میخواستند بر منطقه مسلط شوند، به یک حکومت دستنشانده نیاز داشتند که مطیع اوامر آنها باشد. در فضای مشروطیت و بعد از آن، ایران را تضعیف کرده بودند و قاجار نیز مانع بود. احمدشاه قاجار پادشاهی نوجوان و جوان بود. بهترین موقعیت برای انگلیسیها بود که قدرتی در ایران سر کار بیاورند که کاملاً مطیع اوامر آنها باشد.
ریشههای تاریخی تأسیس اسرائیل
وی به طرحریزی طولانیمدت برای تأسیس اسرائیل اشاره کرد: ماجرای اسرائیل به ۱۸۵۰ میلادی، یعنی حداقل ۱۵۰ سال قبل بازمیگردد. در زمان ملکه ویکتوریا، این طرح را ریختند. ما معتقدیم مسئله تأسیس اسرائیل در طرحریزی استراتژیک یهود به ۳۵۰۰ سال قبل بازمیگردد، اما در تاریخ معاصر از زمان ملکه ویکتوریا به صورت جدی وارد این مسئله شدند. عصر ملکه ویکتوریا عصر بسیار مهمی است. هالیوود برای ویکتوریا فیلم میسازد تا چهره او را تطهیر کند، زیرا در زمان او این نقشههای استعماری طراحی میشد.
حجت الاسلام مؤمنی به نقش دیزرائیلی، نخستوزیر وقت انگلیس اشاره کرد: در زمان دیزرائیلی که از انگلستان به هندوستان رفت، در زمان او در هندوستان بود که انجمنهای مختلف اسلامستیزی شکل گرفت. همزمان با تحولات غرب آسیا، در قسمت شرق ایران در هندوستان از زمان ویکتوریا، در عصر طلایی بریتانیا که میگفتند در زمان ملکه ویکتوریا خورشید در سرزمینهای بریتانیا و مستعمرات آن غروب نمیکند، در آن دوره این کانونهای فکری را در هندوستان تأسیس کردند.
وی به یکی از این کانونها اشاره کرد: یکی از آنها انجمن اکابر هند یا همان انجمن پارسیان هند، زرسالاران یهودی و انجمن پارسیان هند بود. این پارسیان به شدت اسلامستیز بودند. اردشیرجی که رئیس اصلی آنها بود، چه ارتباطی با رضاخان و کودتا داشت؟ کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» حاوی خاطرات و وصیتنامه اردشیرجی، بزرگ جریان پارسیان هندوستان در ایران است. شمس پهلوی نیز در خاطرات خود نوشته است که شبها اردشیر به خانه آنها میآمد و برایشان از ایران باستان میگفت و باستانگرایی و اسلامستیزی را ترویج میکرد.
این پژوهشگر تأکید کرد: هنگامی که یک اتفاق میخواهد رخ دهد، عوامل متعددی دست به دست هم میدهند. انگلیس از قبل در هندوستان، انجمن پارسیان هند را تقویت کرده بود. قبل از اردشیرجی، شخصیتی به نام مانکجی لیمجی هاتریا نیز از بزرگان پارسیان هند در ایران در زمان ناصرالدینشاه بود. اردشیرجی جوان در ایران ماند و تا پایان، مهره اصلی انگلیس و جریانهای ماسونی پشتپرده و انجمنهای مخفی بود. پسر او شاپورجی نیز در زمان محمدرضا نقش اصلی داشت. شاپورجی دلال بزرگ اسلحه در زمان محمدرضا و از نزدیکان او بود. شاپورجی در کنار خانوادهاش در لندن، از دلالان بزرگ اسلحه و نفت در دوره پهلوی بود.
حجت الاسلام مؤمنی نتیجه گرفت: بنابراین با کنار هم قرار دادن این عوامل، میتوان دریافت چه اتفاقی در حال رخ دادن بود. کانونهای استعماری پشت انگلستان، در کنار جریان بهاییت، ارتباط بین بهائیت و کانون انگلیسی و جریان صهیونیسم در منطقه و انجمن پارسیان هند، همگی دست به دست هم دادند. اسفند ۱۲۹۹ توسط یک فرد یا عامل رقم نخورد، بلکه عوامل متعددی کنار هم جمع شدند. نکته مهم این است که آن دست پشتپرده همه اینها، انگلستان بود که به خوبی ماجرا را مدیریت کرد تا این اتفاق رخ دهد.
وی با اشاره به تصویری از عبدالبهاء در کنار پرچم انگلیس گفت: عبدالبهاء بعد از جنگ جهانی اول در تصویر با پرچم انگلیس دیده میشود. عبدالبهاء که عینالملک هویدا مسئول دفتر او بود، بعد از جنگ جهانی اول مورد تجلیل قرار گرفت و مقام «سِر» و مقام شوالیه را از دست فرمانده عالیرتبه انگلیسی در فلسطین اشغالی دریافت کرد، به واسطه خدماتی که در جنگ جهانی اول بهاییت به انگلستان کرده بود و در تشکیل دولت اسرائیل در منطقه نقش داشت.
حجت الاسلام مؤمنی در پاسخ به سؤالی درباره نقش سینما در بزرگنمایی رضاخان گفت: جالب است که سینما در آن دوره یعنی حدود سالهای ۱۳۰۰ به بعد که تازه حکومت رضاخان شکل میگرفت، در دست چه کسانی بود. رضاخان در ۱۳۰۴ به پادشاهی رسید. سینما در دست همان بهاییت و انجمن پارسیان هند بود که در تطهیر چهرهای مثل رضاخان نقش داشتند. در فیلم «دختر لر» اولین فیلم صامت سینمای ایران، در سکانس پایانی، ستاره ششپر نماد صهیونیستها با چهره رضاخان دیده میشود و رضاخان به عنوان منجی ایران معرفی میگردد. شخصیت جعفر در آن فیلم با لباس نظامی نماد رضاخان و دختری با گل نماد وطن است که توسط او نجات مییابد. اینها همه دارای معناست. پس سینما از همان سالهای اول تأسیس، در راستای اهداف آنها عمل میکرد.
وی با ابراز تأسف از کمتوجهی به این موضوعات بعد از انقلاب گفت: اینجا باید گفت که متأسفیم. چرا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، آثاری که معرف تاریخ ما، همین حوادث، همین جریانها و همین افراد باشد، تولید نشده است؟ چرا سینمای انقلاب آثار فاخر تاریخی و درجه یک برای معرفی این جریان به نسل جدید تولید نکرده است؟ البته فیلمهای خوبی در این سالها ساخته شده، اما در مقایسه با آنچه غرب تولید کرده، کمکاری شده است.
حجت الاسلام مؤمنی به فیلمهای ساخته شده توسط هالیوود اشاره کرد: فیلم بسیار معروف «لورنس عربستان» نمونهای است. چرا این فیلم را ساختند؟ لورنس که بود؟ دو چهره اصلی در جنگ جهانی اول به عنوان مأموران انگلیس در منطقه حضور داشتند که در تجزیه منطقه بسیار مؤثر بودند. بعدها هالیوود برای آنها فیلم ساخت و چهره آنها را تطهیر کرد. یکی از آنها لورنس است. فیلم لورنس نزدیک به سه ساعت و از فیلمهای ماندگار سینمای هالیوود است. فیلم دیگری به نام «ملکه صحرا» درباره آن زن جاسوس انگلیسی ساخته شد که سالها در ایران و منطقه بود.
این پژوهشگر تأکید کرد: آنها برای رسیدن به اهداف خود از هر ابزاری استفاده میکنند. بهاییت را به خط کردند، افرادی مثل رضاخان را پرورش دادند و با تک تک کانونهای فکری ارتباط گرفتند. از قبل در ایران، اندیشههای خود را توسط مدارس ترویج میکردند. مدارس آلیانس، همان مدارس یهودی، از زمان ناصرالدینشاه با درخواست خاندان روچیل در ایران تأسیس شدند و نیروهایی تربیت کردند. سینما نیز به کمک این جریان آمد
وی با اشاره به دو چهره اصلی کودتا گفت: کودتای ۱۲۹۹ توسط دو چهره اصلی انجام شد: رضاخان و سیدضیاء. دو فرد با دو مأموریت جداگانه. رضاخان مسئولیت عملیات نظامی را داشت و سیدضیاء مسئولیت عملیات رسانهای. سیدضیاء روزنامهنگار حرفهای بود، سالها قلم به دست داشت، مدیرمسئول روزنامه رعد و روزنامه برق بود و در فضای رسانه فعالیت میکرد. اینجا اهمیت رسانه مشخص میشود که آنها برای قانع کردن مردم و ایجاد گفتمان، به فردی مثل سیدضیاء نیاز داشتند.
لورنس عربستان مؤمنی به نقش خاندان روچیل در تأسیس اسرائیل اشاره کرد: در وصیتنامه بالفور خطاب به والتر روچیل نوشته شده: من از شما تشکر میکنم که این کار را کردید. کانونهای استعماری پشتصحنه، یکی از شعرای معروف رژیم صهیونیستی در ابتدا از خاندان روچیل تشکر میکند که پول دادند و تحصیلکردگان ماجرا را تأمین کردند.
وی کتاب « صلحی که همه صلح ها را بر باد داد » را برای شناخت تحولات منطقه مفید دانست: این کتاب نوشته دیوید فرام، یکی از بهترین کتابها برای شناخت حوادث منطقه غرب آسیا و شکلگیری اسرائیل است. شایسته است این کتاب به پادکست و کلیپ تبدیل شود و محصولات رسانهای ارزشمندی از آن تولید گردد. این کتاب بسیار خوبی است که مقام معظم رهبری نیز در یکی از دیدارها آن را معرفی کردند.
حجت الاسلام مؤمنی با اشاره به نقشه تجزیه منطقه گفت: این نقشه بسیار مهم است. عنوان بحث «دو کودتا، یک روایت» بود. اولین کودتا در ایران توسط انگلیسیها، کودتای اسفند ۱۲۹۹ بود. پروژه، پروژه سلطه بر ایران بود. اگر آنها بر ایران سلطه پیدا میکردند، ایران را تجزیه میکردند، نفت ایران را غارت میکردند و به تعبیر قرآن کریم «حرث و نسل» را از بین میبردند، همانطور که در قحطی ۸ میلیون ایرانی را به نابودی کشیدند. پروژه سلطه بر ایران و تجزیه ایران، پروژهای بود که همواره وجود داشت و تنها به یک کودتا ختم نشد. در دهههای بعد نیز کودتاهای دیگری داشتیم. کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ بسیار معروف است که برای حاکمیت مطلق آمریکا در منطقه بود، همانطور که کودتای ۱۲۹۹ برای حاکمیت مطلق انگلیس در ایران بود. حتی بعد از انقلاب نیز کودتاهای مختلفی مانند کودتای نوژه و کودتای آمریکایی در صحرای طبس داشتیم.
وی ادامه داد: بنابراین کودتاهای متعددی را طراحی کردند تا بتوانند بر ما سلطه یابند. علاوه بر جنبه نظامی، کودتاهای نرم نیز طراحی شد، مانند فتنه سال ۱۳۸۸، کودتای مخملی که برای براندازی نرم حکومت طراحی کردند. این پروژه براندازی که توسط خود آنها به صراحت اعلام شده، بارها در ایران کلید خورده است.
حجت الاسلام مؤمنی با اشاره به نقشه برنارد لوئیس گفت: این نقشهای که مشاهده میکنید، توسط همان کانونهای صهیونیستی طراحی شده است. این نقشه را برنارد لوئیس کشیده است. لوئیس از بزرگان صهیونیستی بود که چند سال پیش درگذشت و ۱۰۲ سال عمر کرد. پدر و مادر او یهودی بودند و او فردی کاملاً صهیونیست بود. او به دنبال سلطه بر ایران و تجزیه ایران بود. یعنی اگر از کانونهای استعماری ۱۲۹۹ نام بردیم، امروز میتوان از افرادی مانند برنارد لوئیس، ساموئل هانتینگتون، مارتین کرامر و کسانی که در اتاقهای فکر صهیونیستی اسرائیل نشسته و برای سلطه بر ایران و تجزیه آن نقشه میکشند، نام برد. طبق نقشه آنها، ایران باید تجزیه شود، حداقل به ۵ کشور تقسیم گردد، عراق به سه کشور، عربستان به ۳ یا ۴ کشور و ترکیه نیز تجزیه شود. همان تجزیهای که در ۱۹۱۶ با سایکس–پیکو دنبال میکردند را همچنان دنبال میکنند و از گفتن آن ابایی ندارند.
این پژوهشگر تأکید کرد: این مسئله بسیار مهم و جدی است. برای مشاهده پیوند بین این کانونها، در این تصویر مشخص است که خاندان روچیل حتی بر صدراعظم انگلیس، نخستوزیر و پادشاه انگلیس نیز مسلط هستند. تصاویر نشان میدهد که آنها با پادشاه مانند یک کودک رفتار میکنند. تصویر دیگری از نتانیاهو در کنار یاکوب روچیل، بزرگ خاندان روچیل، در موزه هنگام بازدید از دستخط تاریخی بالفور دیده میشود. همه آنها یک هدف را دنبال میکنند و کانون استعماری آنها واحد است.
اسرائیل نماینده تمدن غرب در تقابل با ایران است
حجت الاسلام مؤمنی با بیان اینکه اسرائیل امروز پرچمدار این جریان است گفت: اسرائیل امروز به عنوان پرچمدار تمدن غرب، آمریکا و انگلیس، به نمایندگی از همه آنها در عصر حاضر عمل میکند. مفهوم «دو کودتا، یک روایت» این است که با مطالعه دقیق تاریخ و شناخت ارتباطات تشکیلاتی و فهم پشتصحنه کانون قدرت و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر، درمییابیم که امروز نیز همین اتفاق در حال رخ دادن است. امروز نیز نباید تصور کرد جمهوری اسلامی ایران فقط در مقابل اسرائیل ایستاده است. اسرائیل تمام این جریانها را نمایندگی میکند. یعنی وقتی از اسرائیل صحبت میشود، ناتو و حدود ۳۵ کشور منطقه نیز مد نظر هستند. در جنگ ۱۲ روزه، ایران با ۳۰ تا ۳۵ کشور جنگید. در روز ششم جنگ، آمریکا پس از شکست دیگران، مستقیم وارد جنگ شد. در روز آخر جنگ ۱۲ روزه، با دو قدرت اتمی بزرگ دنیا جنگیدیم و اسرائیل را شکست دادیم.
وی افزود: جریان همان جریان است و پروژه همان پروژه یعنی تجزیه ایران. امروز نیز پشتصحنه، کانون صهیونیستی با بهاییت، انجمنهای مخفی، جریانهای ماسونی و جریان صهیونیسم مسیحی که امروز ترامپ بلندگوی آن محسوب میشود، همه علیه ایران جمع شدهاند. این یک جنگ احزاب واقعی است. البته امروز تفاوت وجود دارد. ایران امروز قوی است. ایران امروز، ایران ۱۲۹۹ نیست. ایران امروز ولایت فقیه دارد، مردمی دارد که ۳۰ میلیونی در ۲۲ بهمن در خیابانها حاضر میشوند. این حضور مردم دشمن را میسوزاند. ایران امروز قدرت خود را دارد، سلاح خود را دارد، تشکیلات خود را دارد و دشمن مدام تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت، آن را بترساند. امروز ایران از نظر تکنولوژی بسیار پیشرفتهتر از آن زمان است و رسانههای بیشتری در اختیار دارد. امروز طبق آمار، فقط ۳۰۰ شبکه ماهوارهای علیه ایران فعالیت میکنند، علاوه بر دهها و صدها هزار صفحه در شبکههای اجتماعی برای انجام جنگ روانی، عملیات روانی و عملیات شناختی علیه ایران. ایران امروز در این فضا با انگلیس، آمریکا و صهیونیستها در حال جنگ است.
حجت الاسلام مؤمنی تأکید کرد: باید به هجمه جهانی توجه کرد. آنها امروز با ایران در جنگ نظامی نیستند، اما در جنگ روانی و جنگ شناختی هستند. رسانههای آنها ۲۴ ساعته در حال پمپاژ اخبار، اطلاعات، ناامیدی و سیاهنمایی هستند و میخواهند مردم را از پای انقلاب و نظام دور کنند. البته دلها در دست خداست و ارادهها نشان خواهد داد چه کسی در این کارزار پیروز خواهد شد.
وی به سخنان رهبر معظم انقلاب درباره کودتا اشاره کرد: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی هشتم بهمن در میان مردم آذربایجان شرقی، از «شبهکودتا» سخن گفتند. کودتا به معنای گروه نظامی کوچکی است که با استفاده از سلاح و نفوذ، حکومت را به دست میگیرد. یک گروه نظامی آموزشدیده طی دو شب یعنی ۴۸ ساعت، کشور را به هم ریختند. اغتشاشات اخیر نه یک اغتشاش و شورش، بلکه یک جنگ شهری تمامعیار و مسلحانه بود. آنها بسیار آموزشدیده بودند و توانستند طی ۴۸ ساعت خسارات زیادی وارد کنند. مشخص است که دشمن روی این پروژه بسیار کار کرده بود. بعد از جنگ ۱۲ روزه، از روز سیزدهم آنها به دنبال آشوب و اغتشاش بودند و طبق برنامهریزی خود، مراحل متعددی را در مرداد، شهریور و آبان برای این کار طراحی کردند، اما موفق نشدند.
این پژوهشگر ادامه داد: بنابراین این پروژه بسیار مهم است. جمله رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۹۵ که ذهن اینجانب را به خود مشغول کرده بود، این است که ایشان فرمودند: امروز محافل انگلیسی میخواهند دوباره منطقه را تقسیم کنند و درباره منطقه تصمیمگیری میکنند. یکی از تصمیمات آنها تجزیه کشورهاست. این تحلیل یا حدس نیست، بلکه خبر اطلاعاتی است. آنها میگویند دوران یک عراق، یک سوریه، یک یمن و یک لیبی گذشته است. یعنی عراق تجزیه شود، سوریه تجزیه شود، لیبی تجزیه شود، یمن تجزیه شود. نام ایران را نمیآورند. امروز نیز محافل انگلیسی میخواهند. انگلیسیها برخلاف آمریکاییها که سر و صدا دارند، مانند روباه مکار، آرام و زیرکانه کار خود را انجام میدهند. بزرگترین مراکز مطالعاتی علیه ایران و علیه شیعه و شرقشناسی از قدیم در انگلستان بوده و همچنان وجود دارد.
حجت الاسلام مؤمنی با اشاره به وضعیت امروز منطقه گفت: بنابراین با نگاه از بالا به تحولات، صحنه وضعیت را میتوان مشاهده کرد. یک جنگ احزاب واقعی در جریان است. تمام احزاب کفر و شرک و طواغیت همه با هم جمع شدهاند. حوادث اخیر نشاندهنده همان شرک مدرنی است که در آیه «اشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود» به آن اشاره شده است. خداوند به پیامبر(ص) میگوید: شدیدترین دشمنان تو، یهود و صهیونیستها، همین کانونهای ثروت و قدرت و استعمارگران هستند. شرک مدرن امروز در جزیره و اتفاقات اخیر نمایان است. اینها کار خداست تا به این اطلاعات دست یابیم و هوشیار شویم و بفهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. کانونهای ثروت و قدرت که همگی بنده شیطان هستند، برای فردای ایران نقشه میکشند و در رویای خود خوابهایی میبینند که ایران و منطقه را به چه روزی مبتلا کنند، اما کور خواندهاند و این اتفاق نخواهد افتاد.
صدای انقلاب اسلامی از ایران تا خیابانهای اروپا و آمریکا
وی در ادامه به گفتمان مقاومت اشاره کرد: امروز گفتمان مقاومت، یک گفتمان جهانی شده است. یکی از برکات حوادث اخیر منطقه و طوفانالاقصی این است که امروز صدای انقلاب اسلامی تنها از ایران بلند نیست. امروز پشت کاخ سفید و در خیابانهای اروپا و آمریکا نیز این شعار داده میشود. در دو سال اخیر، بزرگترین تجمعات انسانی نه در ایران و نه در کشورهای مسلمان، بلکه در لندن، آمستردام، کانادا و آمریکا برگزار شده است. این نشاندهنده بیداری است که در حال رخ دادن است و این همان چیزی است که صهیونیستها از آن میترسند. چرا ملتها بیدار میشوند؟ چرا همه از فلسطین و غزه صحبت میکنند؟ امروز دشمن در برابر ایران درمانده است. اگر با ایران وارد جنگ نشوند، ایران هر روز قویتر میشود و اگر وارد جنگ شوند، ایران آنها را شکست خواهد داد. مقام معظم رهبری فرمودند این جنگ، جنگ با ایران نیست، جنگ منطقهای است.
حجت الاسلام مؤمنی تأکید کرد: امروز دست برتر با ماست. با مطالعه تاریخ از ۱۲۹۹ تا ۱۴۰۴ در یک سیر تاریخی و با توجه به سنتهای الهی و امدادهای غیبی، مشاهده میشود که حرکت ما رو به جلو و به سمت کمال است. دشمن با همه پول، سازماندهی و تشکیلات خود، منکوب شده و در گوشه رینگ قرار گرفته است. این جز با خون شهدا و ایستادگی مردم به دست نیامده است. این ۷۰ هزار انسانی که در دو سال و نیم گذشته تنها در غزه به شهادت رسیدند و ۳۰ هزار کودکی که به دست این جلادان کشته شدند، گریبان فرعونها و نمرودها را خواهند گرفت. شیرینی و جذابیت تاریخ در این است که با مطالعه آن، دست خدا را ببینیم. اگر یدالله فوق ایدیهم را ببینیم و سنتهای الهی را مورد توجه قرار دهیم، خواهیم دید که تمام مکر و نقشههای آنها با مکر الهی خنثی میشود و دست خدا برتر و بالاتر است.
وی در پایان گفت: سوم اسفند ماه، یادآور یک حادثه تلخ در تاریخ معاصر تحت عنوان کودتای رضاخانی، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتای سیدضیاء است که عبرتهای بسیار زیادی دارد. مردم ما امروز انگلیس، آمریکا، دست پلید بهاییت، صهیونیستها و جریان استکباری را شناخته و میدانند. خواهش اینجانب به عنوان نکته پایانی از نسل جوان و کسانی که ما را میشنوند، این است که حتماً روایت کنند. حوادث را روایت کنیم، به نسل جدید بگوییم چه اتفاقی افتاده، بگوییم ما کجا بودیم و اکنون کجا هستیم. قله را باید نشان دهیم. اگر نشان ندهیم، رسانههای غرب و بیگانه مانند اینترنشنال و بیبیسی با ۳۰۰ شبکه ماهوارهای و هزاران صفحه در اینستاگرام، همه دست به دست هم میدهند تا مانع دیدن این عظمت شوند. به حمدالله امروز ایران اسلامی با مردمی که در صحنه هستند و رهبری که مقتدرانه و شجاع در برابر دشمن ایستاده، در این نقطه قرار دارد. در آینده هر اتفاقی رخ دهد، قطعاً به نفع جبهه حق و حقیقت و به نفع انقلاب اسلامی خواهد بود. امید است در این مسیر در رکاب حجت خدا بر روی زمین باشیم و از سربازان آخرالزمان او محسوب شویم.