۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۲
کد خبر: ۸۰۶۳۳۱
یادداشت؛

فرو ریختن اراده‌ها و تسخیر کاخ‌ها

فرو ریختن اراده‌ها و تسخیر کاخ‌ها
انقلاب قبل از تسلط بر کاخ‌ها، اراده حاکمان را تسخیر می‌کند. هیچ حکومتی اگر بر ستون‌های مستحکم اراده رهبران و ملتی استوار باشد با انقلاب فرو نخواهد پاشید. 

به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، انقلاب به عنوان یک دگرگونی بنیادین پدیده‌ای نادر، قبل از هرچیز حاصل کارکردهای ناقص و نامطلوب و ساختارهای ناکارآمد و ناتوان احتمال وقوع دارد. لذا بسیاری از اندیشمندان جامعه شناسی سیاسی پدیده انقلاب را در مبحث پاتولوژی اجتماعی قرار داده و بررسی می‌کنند. این امر مبین آن است که انقلاب در جوامعی رخ می‌دهد که حکومت دچار آسیب‌های جدی بنیادی است. به عبارتی هیچ گاه جوامع دارای ثبات و تعادل ساختاری و کارکردی دست‌خوش انقلاب و دگرگونی‌های انقلابی نمی‌شوند.  

انقلاب به عنوان یک واقعیت اجتماعی و سیاسی در جامعه‌ای امکان وقوع دارد که زمام جامعه به دست دولت نا‌کارآمد و بیمار باشد و وضعیت اجتماعی گسسته و حکومت در ساختار و کارکرد دچار بی‌ثباتی واقعی و آسیب باشد. در چنین شرایطی اگر رهبر و یا رهبرانی توانمند و مورد قبول مردم و ایدئولوژی ترغیب کننده و بسیج‌گر مردم علیه حکومت و ترسیم کننده حکومت بدیل عرضه شود، امکان وقوع انقلاب فراهم می‌گردد.

اقدام‌های ضد ارزش‌های مقبول جامعه نیز احساس ناکارآمدی حکومت از قبیل: تبعیض و فقر، ناعدالتی، فساد حاکمان، استبداد و تحقیر ملت در مقابل بیگانه، از عواملی‌اند که به ثبات اجتماعی و تعادل در کارکردهای اجزای حاکمیت آسیب جدی وارد ساخته و زمینه ساز انقلاب خواهند بود. 

 در عرصه جامعه شناسی انقلاب‌ها، موضوعات و پرسش‌هایی از قبیل سوالات زیر مورد توجه‌اند: انقلاب‌ها در چه ساخت سیاسی صورت می‌گیرند؟ چه عواملی رویداد انقلاب را تشدید می‌کنند؟ نقش کارگزاران تاریخی و کنش‌گران اجتماعی در پدیده انقلاب چیست؟ ایدئولوژی‌های انقلابی چه کارکردی دارند؟ رهبران در انقلاب، نقش‌شان چیست؟

لذا در پی‌چویی علل وقوع انقلاب، به جای آن‌که پرسیده شود چرا انقلاب کردید، پیش از آن مهم‌ترین سوال این است که چرا این حکومت‌ با چنین آسیب‌هایی مواجه شده؟ و چرا نتوانستنه این آسیب‌ها را مرتفع سازد؟

اگر حکومتی کار آمد باشد و از اعتماد نسبی ملتش بهره‌مند باشد، رغمِ خاص بیگانه، می‌تواند، چالش‌های بزرگ را مهار و از فرو ریختن نظام جلوگیری کند. 

بی‌تردید فروپاشی یک حکومت قبل از هرچیز ناشی از آسیب و فساد ساختاری و ناکرکردی و ضعف توانمندی و عدم کفایت زمامداران آن است. 

لهذا گفتند؛ انقلاب قبل از تسلط بر کاخ‌ها، اراده حاکمان را تسخیر می‌کند. هیچ حکومتی اگر بر ستون‌های مستحکم اراده رهبران و ملتی استوار باشد با انقلاب فرو نخواهد پاشید. 

دگرگونی بنیادین جامعه ایران در سال ۱۳۵۷ که به اتفاق اهل اندیشه، یک انقلاب کبیر بوده، تابع همین قاعده است که در جامعه شدیداً دچار آسیب‌های متعدد و بیمار با حاکمانی بیمار‌تر و فاسدتر، با اراده ملی و هدایت رهبری معتمد بر مبنای ایدئولوژی و جهان بینی اسلامی رخ داد. ایدئولژی که تمام ارزش‌های آن با ارزش‌هایی که رژیم پهلوی مروج آن بوده، آشکارا در تضاد قرار گرفت. 

ضعف و فساد گسترده رژیم و شخص شاه و دولت و خانواده سلطنتی، جامعه را به جایی رساند که دچار آسیبی غیر ترمیم گردید و همه تلاش‌ها دل‌سوزان راه به جایی نبرد. لذا اقدام اساسی برای حذف غده چرکین که در حال تباه کردن اساس ملت و کشور بود، گریز ناپذیر ساخت تا به جراحی پرهزینه اما سازنده روی آورند. امام خمینی در سال ۱۳۵۴ در بیانیه‌ای وضعیت رژیم را چنین توصیف می‌کند: «ملت بزرگ مُسْلِم ایران با گماشته شدن یکی از‌‌ ‌‌مرتجع‌ترین افراد و یکی از عمال بی چون و چرای استعمار و سایه افکندن وحشتناکترین‌‌ ‌‌استبداد وحشیانه بر سرتاسر کشور، از تمام شئون آزادی محروم و با جمیع مظاهر استبداد‌‌ ‌‌و ارتجاع دست به گریبان هستند» (۱)

رغم این اوضاع وخیم و ناکارآمدی شدید رژیم پهلوی، عده‌ای در مقام طلب‌کار، می‌‌پرسند، چرا انقلاب کردید؟ 

اگر صادق باشند، باید بپرسند: حکومت پهلوی با چه کژ کارکردها مواجه بوده که با مقابله جمعی مردمِ بدون سلاح و بدون اقدام‌های مسلحانه فرو‌پاشید؟

انقلاب را باید در سیاهه‌ی قطور فساد و تباهی که همه ارکان سلطنت مستبد را فرا گرفته بود، حقارت زمامداران آن‌ در مقابل بیگانگان، تحقیر شاه از سوی عناصر خارجی همانند سفیران آمریکا و انگلیس (۲) و ایفای نقش نائب کلانتر آمریکا در منطقه و تفرعن و تبختر شاه در مقابل ملت، تاراج استقلال و تمامیت ارضی کشور، دیده شود.

حاکمی که همه امید و قدرتش را از بیگانه تمنا می‌کرد و ازخود اراده‌ای نداشت، سرنوشت او جز این نمی‌توانست باشد. نه آن‌که به‌جای مجرمان، انقلابیون مورد سوال قرار گیرند!

 مسلم است که جامعه متعادل و با ثبات واقعی و صالح ممکن است با شورش‌ها و چالش‌هایی روبرو شوند اما با انقلاب مواجه نخواهند شد.

۱- صحیفه امام ج۳، ص۱۰۰

۲- ر.ک: اندیشکده روکینگز، مجله تایم، ایران در آشوب،«استروب تالبوت» خبرنگار وقت مجله تایم و معاون اسبق وزیر امورخارجه آمریکا.

حجت‌الاسلام حمید احمدی 

ارسال نظرات