۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۲
کد خبر: ۸۰۷۰۴۱
تشکیلات بهشتی

حزبی که برای تداوم انقلاب متولد شد

حزبی که برای تداوم انقلاب متولد شد
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان اسلامی که به خلأ وجود یک تشکیلات حزبی منسجم در بدنه خود پی برده بود، در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ دست به تأسیس حزبی زد که به سرعت یکی از تأثیرگذارترین تشکیلات سیاسی پس از انقلاب شد.

تشکیل حزب جمهوری اسلامی را باید یکی از آگاهانه‌ترین و درعین‌حال سرنوشت‌سازترین کنش‌های سیاسی نیرو‌های مذهبی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانست، کنشی که از دل یک خلا تاریخی در جریان اسلامی و در مواجهه با تکثر و تعارض شدید نیرو‌های سیاسی سربرآورد. در فضایی که هر جریان می‌کوشید قرائت خود از انقلاب را به نظم سیاسی جدید تحمیل کند ضرورت ایجاد تشکیلاتی منسجم برای صیانت از دستاورد‌های انقلاب و هدایت آن در چارچوب ولایت فقیه به مسئله‌ای فوری بدل شد. این ضرورت بیش از همه در اندیشه و عمل تشکیلاتی شهید آیت‌الله دکتر بهشتی تبلور یافت؛ شخصیتی که سال‌ها پیش از انقلاب با نگاهی نظام‌مند و آینده‌نگر تحزب اسلامی را شرط بقا و استقرار یک حکومت دینی می‌دانست. حزب جمهوری اسلامی در چنین بستری نه صرفاً به‌عنوان یک ابزار رقابت سیاسی بلکه به‌مثابه نهادی برای نهادسازی، کادرسازی و تبدیل انقلاب اجتماعی به نظم سیاسی پایدار بر پایه اسلامیت و جمهوریت شکل گرفت.

 

حزب جمهوری اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، ایران وارد مرحله‌ای تازه از تحولات سیاسی که در آن گروه‌های گوناگون سیاسی، هر یک با ایدئولوژی و اهداف خاص خود در پی کسب قدرت و اجرای اهدافشان رقابت می‌کردند. این تنوع و رقابت به سرعت به درگیری و اختلافات دامن زد؛ همچنین در کنار گروه‌های نوظهور، احزاب و سازمان‌های قدیمی نیز که افکارشان با اصول حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه همخوانی نداشت با گسترش یا احیای ساختار خود به مانور سیاسی پرداختند. در چنین فضایی، نخستین واکنش نیرو‌های معتقد به ولایت فقیه، ایجاد یک جریان سازمان‌یافته و فراگیر بود که بتواند حجم عظیمی از هواداران را ساماندهی کند. حزب جمهوری اسلامی دقیقاً محصول همین ضرورت بود: تشکلی که نه تنها در برابر رقبا ایستادگی کند بلکه روابط مشخصی میان معتقدان به اندیشه حکومت فقیه برقرار سازد، کادر‌های کارآمد تربیت کند و زمینه استقرار پایدار نظامی مبتنی بر شریعت و ولایت فقیه را فراهم آورد.

اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ انجام شد، اما به گفته مؤسسان مقدمات آن مدت‌ها پیش از انقلاب فراهم آمده بود. شهید بهشتی زمینه تشکیل این تشکل را به انگیزه‌های دیرینه گروهی از روحانیون مبارز مرتبط می‌دانست. به اعتقاد ایشان، تشکل‌هایی مانند نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق نتوانسته بودند آرمان‌های روحانیون انقلابی را رهبری کنند و اسلام را به عنوان یک مکتب تمام‌عیار معرفی نمایند. او در این‌باره درباره نهضت آزادی می‌گوید: «وقتی که نهضت آزادی تشکیل شد با خوشحالی از این خبر استقبال کردم...، اما در اساسنامه از اسلام به عنوان یک مکتب و از نهضت آزادی به عنوان یک حزب اسلامی تمام‌عیار یاد نشده بود... قصه فقط اسم نبود؛ مرامنامه نشان می‌داد که اسلام را به عنوان یک مکتب تمام‌عیار مطرح نکرده‌اند». [۱]

شکل‌گیری حزب ریشه در تجربه‌های تلخ تاریخی نیز داشت. نیرو‌های مذهبی با تجربه تحولات مشروطه و پس از آن به این باور رسیده بودند که بدون تشکل منسجم و سازماندهی دقیق دستیابی به موفقیت ممکن نیست، به‌ویژه آنکه در روز‌های آغازین انقلاب، گروه‌های غیرمذهبی همچون حزب توده، چریک‌های فدایی خلق، سازمان مجاهدین خلق و حضور پررنگی در صحنه سیاسی داشتند و در غیاب انسجام نیرو‌های ولایت‌مدار تهدیدی جدی برای هدایت امور کشور به شمار می‌رفتند. مؤسسان حزب به خوبی می‌دانستند که شکست نیرو‌های اسلام در دوران مشروطه بیش از هر چیز ناشی از فقدان انسجام سازمانی و تشکیلاتی نیرو‌های اسلام‌گرا بود. [۲]

شهید شهید بهشتی که خود معمار اصلی این تشکل بود، ضرورت تأسیس حزب را چنین تبیین کرده: «وقتی انقلاب پیروز می‌شود، نوبت به تداوم انقلاب، نوبت به برنامه‌ریزی در زمینه‌های مختلف روحی و معنوی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی، بهداشتی و امثال آنها می‌رسد. مسئله این است که اداره یک جامعه، امروز تشکیلات مملکتی لازم دارد و این تشکیلات اگر خط فکری اسلامی اصیل، خط سیاسی کاملاً مستقل و نقطه‌نظر‌های کاملاً حساب‌شده و صحیح و روش اقتصادی_اجتماعی نداشته باشد نمی‌تواند کار یک تشکیلات خوب را انجام بدهد». [۳]

مؤسسان حزب نیز در مرامنامه و اساسنامه با تأکید بر تجربه جنبش‌های صدساله ایران، نوشتند که: «ما همواره ضربه بزرگ را از سوی فقدان یک تشکیلات نیرومند و همه‌گیر خورده‌ایم... ایجاد تشکیلاتی نیرومند و سامان دادن به نیرو‌های فعال و ایجاد انسجام و انضباطی آهنین است که می‌تواند حرکت انقلابی ملت را به درستی تداوم بخشد و جنبش را از خطر انهدام و دستاورد‌های آن را از خطر غارت دشمن مصون بدارد». [۴]

در میان معماران اولیه حزب، آیت‌الله بهشتی جایگاهی بی‌بدیل دارد، زیرا که ایشان نه تنها یکی از چهره‌های بسیار تأثیرگذار در پیروزی انقلاب و تثبیت نظام جمهوری اسلامی بود بلکه سال‌ها پیش از سقوط رژیم پهلوی، با برنامه‌ریزی منسجم و تشکیلاتی، در خط ولایت و تکلیف شرعی خود به تربیت نیرو‌های متدین، انقلابی و کارآمد برای اداره آینده نظام پرداخت. ذهن تشکیلاتی و انضباط علمی-عملی شهید بهشتی ایشان را به سوی نهادسازی و کادرسازی سوق می‌داد. حزب جمهوری اسلامی در نگاه وی بیش از یک تشکل سیاسی، معبدی برای انسجام و تربیت نیرو‌های انقلاب و حفظ نظام در برابر بلایا و توطئه‌های دشمنان بود.

شهید بهشتی با تکیه بر تجربه تاریخی دریافته بودند که تحزب از الزامات اجتناب‌ناپذیر جامعه انقلابی است و هرگونه اقدام بدون تشکیلات و سازماندهی ثمری پایدار نخواهد داشت. ایشان در این‌باره می‌گوید: «ما به یک تشکیلات نیرومند، خلاق، هماهنگ و منسجم نیازمند هستیم که در آن استعداد‌ها یکدیگر را بیابند. محل تلاقی استعداد‌ها و محل شناسایی متقابل استعداد‌ها باشد و در آنجا استعداد‌ها زمینه شکوفایی و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کنند. چنین تشکیلات وسیع، مؤثر و منسجمی می‌تواند هر دو مطلب را تا حد زیادی تأمین کند. هم می‌تواند استعداد‌ها را در سطح گسترده‌تر بشناسد و هم اینکه اینها چگونه می‌توانند با هماهنگی کار کنند. این هنر یک تشکیلات است. جامعه ما در مرحله‌ای که قرار دارد و می‌خواهد انقلابش را پیش ببرد سخت نیازمند به تشکل است». [۵]

مؤسسان اصلی حزب عبارت بودند از شهید بهشتی، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، حجت‌الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، شهید محمدجواد باهنر و آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی. تصمیم‌گیری نهایی توسط همین پنج نفر انجام شد و اعلام موجودیت نیز به نام آنان منتشر گردید. چند روز بعد مرامنامه و اساسنامه حزب (منتشر شد و شورای مرکزی متشکل از ۳۱ نفر (که ۲۴ نفر غیرروحانی بودند) تشکیل گردید. [۶] نام اولیه پیشنهادی «حزب‌الله» بود که مستقیماً از قرآن گرفته شده بود، اما مؤسسان به سرعت آن را به «حزب جمهوری اسلامی» تغییر دادند تا از همان آغاز، جهت‌گیری آینده نظام را به‌صراحت اعلام کنند. این نام‌گذاری هوشمندانه حزب نیز از ابتکارات شهید بهشتی بود. ایشان دراین باره گفته‌اند: «ما از همان اول به ایجاد جمهوری اسلامی می‌اندیشیدیم. تغییر نام حکومت اسلامی به جمهوری اسلامی از ابتکارات حزب است.» این نام‌گذاری، خطوط آینده نهضت و نظام را از همان آغاز مشخص می‌کرد. [۷]

حزب بلافاصله بیانیه‌ای صادر کرد و «کانون توحید» و برخی مساجد را به‌عنوان مراکز ثبت‌نام معرفی نمود. سیل اقبال مردمی چنان عظیم بود که در مدت کوتاهی بین هفت تا دوازده میلیون نفر فرم عضویت پر کردند. محمد هاشمی در این‌باره می‌گوید: «در نهایت ظرف مدت کوتاهی دوازده میلیون نفر در حزب جمهوری اسلامی فرم پر کرده و ثبت‌نام کردند». [۸] خاستگاه اجتماعی حزب نیز بسیار متنوع و فراگیر بود و از جمعی از روحانیون انقلابی و نیرو‌های دانشگاهی طرفدار امام خمینی گرفته تا جمعیت‌های موتلفه اسلامی، بازاریان متدین مرتبط با نهضت امام، بقایای حزب ملل اسلامی و گروه‌ها و هیأت‌های پراکنده مذهبی که در دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی فعال بودند، شکل گرفته بود. [۹]

 

هدف حزب، تداوم انقلاب اسلامی

هدف اصلی حزب جمهوری اسلامی، تداوم‌بخشی به انقلاب ملت مسلمان ایران و استقرار نظام عدل اسلامی در همه عرصه‌های معنوی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی بود. حزب این هدف را نه صرفاً یک شعار بلکه برنامه‌ای عملی و همه‌جانبه می‌دانست که باید بلافاصله پس از پیروزی انقلاب پیگیری شود. بر این اساس، مرامنامه حزب هشت هدف را به‌عنوان دستور کار فوری خود اعلام کرد که هر یک مستقیماً در خدمت تثبیت و پیشبرد دستاورد‌های انقلابی قرار داشت. این اهداف و برنامه‌ها شامل بالا بردن آگاهی اسلامی و سیاسی مردم و سرعت بخشیدن به خودسازی آنان در همه ابعاد، پاکسازی کشور از آثار استبداد و استعمار، برقراری آزادی‌های اساسی از جمله آزادی بیان، قلم و اجتماعات، تبدیل نظام اداری فاسد موجود به سازمانی جدید مبتنی بر ایمان، صداقت و لیاقت، ریشه‌کن کردن فقر از طریق تأکید بر ارزش کار، نفی هر نوع استثمار و ایجاد سیستم اقتصادی نوین، دگرگونی نظام آموزشی وارداتی و استعماری به نظامی اصیل و کاملاً اسلامی، ایجاد ارتشی با ایمان و مستقل از بیگانگان و درنهایت، تنظیم سیاست خارجی بر پایه دو اصل تولی و تبری، یعنی رعایت کامل استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشور، احترام به استقلال و آزادی دیگر ملت‌ها، توسعه و تحکیم روابط برادرانه با همه مسلمانان جهان و کمک به محرومان و مستضعفان جهان. [۱۰]

در عرصه ساخت جامعه نیز حزب تصویری کاملاً اسلامی ارائه می‌داد؛ جامعه‌ای که در آن ارزش‌های اسلامی بر همه روابط اجتماعی حاکم باشد، حکومت مردمی در پرتو مکتبی بودن تأمین شود و شورا‌ها سالم‌سازی و پویایی گردش کار جامعه را تضمین نمایند. در این جامعه روحانیت عامل اصلی حرکت اسلامی توده‌ها و پاسدار ارزش‌هاست و این جامعه همه افراد و تشکل‌های مسلمان موظف‌اند مستقیماً از رهبری کسب تکلیف کنند و طبق دستور ولی امر عمل نمایند. در این جامعه شیعه و سنی برادرند، تعصبات قومی حرام است، زن و مرد دو عنصر مکمل و باارزش‌اند و آزادی بیان، عقیده، احزاب و جمعیت‌ها در چارچوب اسلام به رسمیت شناخته می‌شود. [۱۱]

در حوزه اقتصاد، حزب بر ایجاد نظامی اسلامی تأکید داشت که در آن ریشه‌های فقر و محرومیت از جامعه اسلامی ریشه‌کن شود و اساس این نظام بر کار و تلاش مشروع و نفی هرگونه استثمار استوار بود. از نظر شهید بهشتی، تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی و رفع شکاف‌های طبقاتی تنها از مسیر ایجاد تشکیلاتی منسجم و همه‌گیر با خط فکری اسلامی اصیل و روش اقتصادی و اجتماعی حساب‌شده می‌گذرد؛ تشکیلاتی که بتواند راه را برای برنامه‌ریزی دقیق در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی هموار سازد و جامعه را از آسیب نفوذ جریان‌های غیر اسلامی مصون دارد. [۱۲]

در نگاهی کلی می‌توان گفت، حزب جمهوری اسلامی نه یک تشکل سیاسی گذرا بلکه پاسخی سازمان‌یافته به مسئله تداوم انقلاب در شرایط پیچیده و متکثر پس از پیروزی آن بود؛ پاسخی که ریشه در تجربه‌های ناکام تاریخ معاصر ایران داشت. این درک تاریخی بیش از همه در اندیشه و کنش تشکیلاتی شهید آیت‌الله بهشتی تبلور یافت، شخصیتی که با ذهنی منظم و نهادساز، تحزب را نه صرفاً ابزار رقابت سیاسی بلکه شرط لازم برای استقرار و پایداری نظم اسلامی می‌دانست. حزب جمهوری اسلامی در همین چارچوب کوشید با تکیه بر ولایت فقیه، سازمان‌دهی منسجم و کادرسازی هدفمند پیوندی میان انقلاب، ایدئولوژی و اداره عملی جامعه برقرار سازد. تأکید بر تربیت نیروی انسانی، نهادسازی و عدالت اجتماعی نشان می‌دهد که حزب خود را ضامن صیانت از دستاورد‌های انقلاب و استمرار منطقی آن تلقی می‌کرد از این رو، فهم جایگاه حزب جمهوری اسلامی بدون توجه به نقش محوری شهید بهشتی و منطق تشکیلاتی‌ای که ایشان نمایندگی می‌کرد منجر به برداشتی ناقص و تقلیل‌گرایانه از یکی از مهم‌ترین تجربه‌های سیاسی جمهوری اسلامی ایران خواهد شد.

 

منابع

[۱]جاسبی، عبدالله؛ تشکل فراگیر، مروری بر یک دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی؛ ج ۱، ص ۳۶۶-۳۶۸

[۲]اشرفی، اکبر، مطالعه علل توقف فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی از منظر جامعه شناختی احزاب سیاسی، جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام، دوره چهارم، شماره یک، بهار و تابستان ۱۳۹۵، ص ۶۵-۸۵

[۳]کاوشی، حسین، ۱۳۸۵، حزب جمهوری اسلامی از تاسیس تا فاجعه هفتم تیر، تهران، بنیاد فرهنگی شهدای هفتم تیر

[۴]کاوشی، حسین، ۱۳۸۵، حزب جمهوری اسلامی از تاسیس تا فاجعه هفتم تیر، تهران، بنیاد فرهنگی شهدای هفتم تیر

[۵]حسینی بهشتی، سید محمد (۱۳۹۰) حزب جمهوری اسلامی، گفتارها، گفتگوها، نوشتارها. بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله بهشتی، صص ۷۵-۷۶

[۶]جاسبی، عبدالله؛ تشکل فراگیر، مروری بر یک دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی؛ ج ۱، ص ۳۷۶ و ۳۸۱

[۷]جاسبی، عبدالله؛ تشکل فراگیر، مروری بر یک دهه فعالیت حزب جمهوری اسلامی؛ ج ۱، ص ۳۷۹

[۸]خاطرات محمد هاشمی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۸۳

[۹]فوزی، سید یحیی؛ تحولات سیاسی اجتماعی ایران بعد از انقلاب اسلامی، تهران، نشر عروج، ۱۳۸۴، ج ۱، ص ۳۹۲

[۱۰]جاسبی، عبدالله؛ تشکل فراگیر، تهرن، انتشرات دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۷۹، ج ۱، ص ۳۸۸

[۱۱]حزب جمهوری اسلامی؛ مواضع ما، تهران، حزب جمهوری اسلامی، ۱۳۶۰ صص ۲۳-۵۶

[۱۲]کاوشی، حسین، ۱۳۸۵، حزب جمهوری اسلامی از تاسیس تا فاجعه هفتم تیر، تهران، بنیاد فرهنگی شهدای هفتم تیر

منبع: تسنیم
ارسال نظرات