۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۸
کد خبر: ۸۰۶۴۰۳
حجت‌الاسلام بستان مطرح کرد؛

نقش دین در زندگی اجتماعی؛ لایه پنهان بحران‌های امروز جامعه

نقش دین در زندگی اجتماعی؛ لایه پنهان بحران‌های امروز جامعه
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با تأکید بر ضرورت توجه به عوامل بنیادین در تحلیل مسائل اجتماعی، کاهش نقش دین در زندگی اجتماعی و اختلال در فرآیند جامعه‌پذیری را از لایه‌های پنهان و کمتر دیده‌شده بحران‌های اجتماعی امروز دانست و تصریح کرد بی‌توجهی به این مؤلفه‌ها، تحلیل و مواجهه با ناآرامی‌ها را ناقص و کم‌اثر خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام حسین بستان عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در برنامه فتنه ها و اغتشاشات که به همت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شهبات حوزه علمیه برگزار شد، با تأکید بر اینکه حوادث اجتماعی اخیر را نمی‌توان با یک علت واحد توضیح داد، گفت: این اتفاقات از جنس پدیده‌های پیچیده اجتماعی هستند و هرگونه تلاش برای تبیین آن‌ها با یک عامل منفرد، به تحلیل ناقص و در نتیجه ارائه راهکارهای ناکارآمد منجر خواهد شد.
 
وی با بیان اینکه برای فهم درست این رخدادها باید نگاه جامع داشت، اظهار کرد: در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان علل و زمینه‌های این پدیده را حداقل در دو لایه بررسی کرد؛ لایه نخست «عوامل بنیادی» و لایه دوم «عوامل ظاهری و سطحی» که آنچه در فضای عمومی بیشتر مورد توجه تحلیل‌ها قرار می‌گیرد، عمدتاً همین لایه دوم است.
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه افزود: در سطح ظاهری، معمولاً بر فشارهای اقتصادی و معیشتی تأکید می‌شود؛ مسائلی همچون تحریم‌ها، تلاطمات ارزی، گرانی و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی که به‌عنوان جرقه اولیه اعتراضات مطرح می‌شوند. این عامل، هرچند واقعی و قابل انکار نیست، اما به‌تنهایی نمی‌تواند توضیح‌دهنده تمام ابعاد حوادث باشد.
 
حجت‌الاسلام بستان ادامه داد: با فاصله‌ای کوتاه از آغاز اعتراضات، شاهد تغییر ماهیت جریان بودیم؛ به‌گونه‌ای که عناصر و عوامل دیگری وارد صحنه شدند که ارتباط مستقیم با بازیگران و جریان‌های فراملی داشتند. بروز رفتارهای تروریستی، حمله به مراکز خدماتی، مساجد، نیروهای امنیتی و شهادت جمعی از مدافعان امنیت و مردم عادی، نشان داد که این مرحله دیگر صرفاً یک اعتراض اقتصادی نیست.
 
وی یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در این لایه ظاهری را «رسانه» دانست و تصریح کرد: هرچه از اهمیت رسانه سخن بگوییم، باز هم کم است. برای سنجش اهمیت یک عامل در علوم اجتماعی، باید وضعیت حضور و عدم حضور آن را مقایسه کرد. اگر به چند دهه قبل بازگردیم، می‌بینیم که بدون شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های نوین، دامنه و سرعت اثرگذاری ناآرامی‌ها به‌مراتب محدودتر بود.
 
چگونه تفکیک اعتراض از اغتشاش شدنی است؟ - ایرنا
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه افزود: در گذشته، رسانه‌هایی مانند روزنامه‌ها یا رسانه‌های سنتی نقش‌آفرین بودند، اما امروز با رسانه‌ای مواجهیم که به‌صورت دائمی همراه فرد است؛ تلفن همراهی که در خواب و بیداری، خلوت و اجتماع، ذهن مخاطب را جهت‌دهی می‌کند. وقتی این ابزار در اختیار اتاق‌های فکر و جریان‌های سازمان‌یافته جهانی قرار می‌گیرد، طبیعی است که شاهد هماهنگی‌های گسترده و هم‌زمان در ده‌ها شهر کشور باشیم.
 
حجت‌الاسلام بستان خاطرنشان کرد: شواهد روشنی وجود دارد که نقش رسانه در این حوادث تعیین‌کننده بوده است؛ از جمله اینکه به محض ایجاد اختلال در اینترنت و شبکه‌های ارتباطی، بخش قابل توجهی از عملیات آشوب متوقف یا تضعیف شد. این مسئله نشان می‌دهد که مدیریت و حکمرانی رسانه، یکی از محورهای اساسی پیشگیری از تکرار چنین حوادثی در آینده است.
 
وی در ادامه به عامل دیگری اشاره کرد و گفت: علاوه بر بُعد عینی مشکلات اقتصادی، نباید از بُعد ذهنی آن غافل شد. گرانی و فشار معیشتی یک واقعیت عینی است، اما «احساس فلاکت»، «ناامیدی» و «تصور نداشتن آینده» واقعیت‌های ذهنی‌ای هستند که گاه اثرگذاری آن‌ها از خود مشکلات اقتصادی بیشتر است.
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه توضیح داد: بسیاری از افرادی که در این ناآرامی‌ها مشارکت داشتند، به‌ویژه نوجوانان، لزوماً درگیر مستقیم مسائل معیشتی نبودند، اما تحت تأثیر برساخت‌های ذهنی شکل‌گرفته توسط رسانه‌ها، دچار احساس بن‌بست و بی‌آیندگی شده بودند. این احساسات، محصول ترکیب فشارهای اقتصادی با بمباران رسانه‌ای است.
 
جنگ چندلایه علیه ایران؛ هم‌پوشانی اغتشاشات با شریان‌های انرژی
 
برساخت‌های احساسی نقشی تعیین‌کننده در نارضایتی اجتماعی دارند
 
حجت‌الاسلام بستان با اشاره به تفاوت میان شاخص‌های آماری و واقعیت زیسته اجتماعی گفت: ارقام و رتبه‌هایی که درباره وضعیت کشورهایی مانند ایران ارائه می‌شود، لزوماً انطباق دقیقی با واقعیت اجتماعی ندارد. هرچند مشکلات اقتصادی در کشور وجود دارد، اما چه‌بسا کشورهایی باشند که از نظر عینی وضعیت دشوارتری نسبت به ایران داشته باشند؛ با این حال، احساس فلاکت و بدبختی در جامعه ایران شدیدتر تجربه می‌شود.
 
وی افزود: عوامل برساختی و احساسی، تأثیری کمتر از عوامل واقعی ندارند و در بسیاری از موارد حتی اثرگذاری بیشتری دارند. ممکن است در جامعه‌ای ناامنی وجود داشته باشد، اما مردم احساس ناامنی نکنند و همین مسئله موجب حفظ سطح رضایتمندی اجتماعی شود. در مقابل، در جامعه‌ای که از نظر عینی امنیت قابل قبولی دارد، اما احساس ناامنی در میان مردم شکل گرفته است، نارضایتی اجتماعی به‌شدت افزایش می‌یابد.
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه احساسات و ذهنیت‌های اجتماعی خود نوعی واقعیت محسوب می‌شوند، تصریح کرد: نباید گفته شود که این امور صرفاً ذهنی‌اند؛ زیرا در جامعه‌شناسی، همین ذهنیت‌های ساخته‌شده در جامعه به‌عنوان «واقعیت اجتماعی» مورد بررسی قرار می‌گیرند.
 
حجت‌الاسلام بستان با اشاره به ضرورت عبور از عوامل سطحی در تحلیل مسائل اجتماعی خاطرنشان کرد: برای فهم ریشه‌های نارضایتی و کنش‌های اعتراضی، باید از لایه عوامل ظاهری عبور کرد و به عوامل بنیادی‌تر و بینابینی پرداخت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، «جامعه‌پذیری» یا «فرهنگ‌پذیری» است.
 
وی توضیح داد: جامعه‌پذیری به فرآیند انتقال فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه به نسل‌های جدید اطلاق می‌شود و نهادهایی مانند خانواده، آموزش‌وپرورش و رسانه، مهم‌ترین نهادهای جامعه‌پذیری به‌شمار می‌آیند.
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با اشاره به حضور برخی نوجوانان و جوانان در ناآرامی‌های اجتماعی گفت: بخش قابل توجهی از این افراد را نمی‌توان مستقیماً به جریان‌های خارجی یا گروه‌های تروریستی منتسب کرد؛ این‌ها فرزندان همین جامعه هستند و پرسش اصلی این است که ریشه مشکلات آن‌ها کجاست. به نظر می‌رسد مهم‌ترین پاسخ را باید در اختلال‌های موجود در فرآیند جامعه‌پذیری جست‌وجو کرد.
 
وی با تأکید بر نقش خانواده افزود: برخی تحقیقات و مصاحبه‌های انجام‌شده نشان می‌دهد درصد قابل توجهی از نوجوانان حاضر در این کنش‌ها با مشکلات خانوادگی، از جمله طلاق یا تنش‌های جدی خانوادگی، مواجه بوده‌اند. این موضوع از نظر آماری معنادار است و نشان می‌دهد خانواده نقش بسیار مهمی در انتقال فرهنگ صحیح و ایجاد مصونیت اجتماعی در فرزندان دارد.
 
حجت‌الاسلام بستان در ادامه، آموزش‌وپرورش را دومین نهاد مهم جامعه‌پذیری دانست و اظهار کرد: ناکارآمدی آموزش‌وپرورش موضوع امروز و دیروز نیست و سال‌هاست که دلسوزان نسبت به آن هشدار می‌دهند. تجربه اغتشاشات سال ۱۴۰۱ و کنش‌های برخی دانش‌آموزان نشان داد که در این حوزه با یک ضعف جدی مواجه هستیم؛ ضعفی که صرفاً به آموزش درسی محدود نمی‌شود، بلکه به ناتوانی در تربیت انسان مسئولیت‌پذیر بازمی‌گردد.
 
وی افزود: طبق اسناد بالادستی، از جمله سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش، این نهاد هم مسئولیت آموزشی دارد و هم مسئولیت پرورشی؛ اما به نظر می‌رسد در تحقق بخش پرورشی، با چالش‌های جدی روبه‌رو هستیم و این مسئله موجب نگرانی بسیاری از فعالان و کارشناسان این حوزه شده است.
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به نقش رسانه اشاره کرد و گفت: رسانه نیز یکی از نهادهای اصلی جامعه‌پذیری است. اگرچه نقش رسانه در تأثیرگذاری مستقیم بر ناآرامی‌ها قابل بررسی است، اما از زاویه جامعه‌پذیری نیز باید به آن توجه کرد. رسانه در نگاه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، باید «دانشگاه» باشد؛ اما فاصله معناداری میان وضعیت فعلی رسانه و رسانه تراز انقلاب اسلامی وجود دارد.
 
وی خاطرنشان کرد: حتی اگر فرض کنیم رسانه‌های رسمی به‌درستی عمل کنند، مسئله مهم آن است که چه میزان از جامعه مخاطب آن‌ها هستند. تحقیقات نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مردم دیگر مخاطب رسانه‌های رسمی نیستند و به رسانه‌های دیگر رجوع می‌کنند؛ مسئله‌ای که خود گواهی بر ضعف در ایفای نقش جامعه‌پذیری رسانه در جامعه امروز است.
 
بیانیه نمایندگان اقلیت‌های دینی در محکومیت اغتشاشات/ مردم با معاندان مقابله  می‌کنند - ابنا
 
ناکارآمدی رسانه‌ها و تغییر شکل دینداری، چالش‌های جامعه‌پذیری نسل جوان را تشدید کرده است
 
حجت‌الاسلام بستان با اشاره به وضعیت نسل‌های جدید، به ویژه نوجوانان دهه‌های هشتادی و نودی، گفت: «نسل‌های جدید در زمینه جامعه‌پذیری موفقیت چندانی نداشته‌اند و یکی از دلایل مهم آن، ناکارآمدی رسانه‌ها و عدم شمولیت عمومی مخاطبان است.»
 
وی افزود: «علاوه بر رسانه‌های رسمی، رسانه‌های سنتی همچون مسجد و منبر و نقش روحانیت نیز محدودیت‌های خود را دارند. بخش قابل توجهی از مردم ارتباط مستقیم و مؤثری با روحانیون ندارند و این امر دامنه اثرگذاری روحانیت را کاهش داده است.»
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تأکید کرد: «مجموعه این عوامل، از جمله خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای سنتی جامعه‌پذیری، به شکل قابل توجهی بر وضعیت جامعه‌پذیری نوجوانان و جوانان اثر گذاشته و زمینه‌ساز مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی شده است.»
 
حجت‌الاسلام بستان با اشاره به لایه‌های عمیق‌تر جامعه‌شناسی گفت: «برای تحلیل پدیده‌هایی مانند اغتشاشات و سایر مسائل اجتماعی، باید به لایه‌های بنیادین‌تر نفوذ کنیم. یکی از این عوامل زیربنایی، پدیده جهانی سکولار شدن یا عرفی شدن جامعه است که موجب کاهش جایگاه دین در زندگی اجتماعی شده است.»
 
وی توضیح داد: «در گذشته، جوامع حتی اگر کاملاً متدین نبودند، رنگ و بوی دینی داشتند و هنجارهای دینی در ظاهر رعایت می‌شد. اما از مقطعی به بعد، جایگاه دین کاهش یافته و به شکل‌های مختلف تغییر کرده است. با وجود این، نمی‌توان نقش دین را در جامعه نادیده گرفت؛ بلکه دینداری به شکل‌های متفاوت ادامه یافته و همواره دو قطب دینداری و بی‌دینی در جامعه حضور داشته‌اند.»
 
حجت‌الاسلام بستان خاطرنشان کرد: «این بستر زیربنایی، زمینه‌ساز بسیاری از ناهنجاری‌ها و اغتشاشات سطحی است. بررسی عقبه‌های ذهنی و فکری افرادی که در این وقایع نقش دارند، نشان می‌دهد که بسیاری از مسائل به عوامل بنیادین و تغییرات ساختاری در جامعه بازمی‌گردد و نمی‌توان تنها به عوامل سطحی و ظاهری اکتفا کرد.»
 
معاون وزیر اطلاعات: اغتشاشات ۲ ماه اخیر نقطه تلاقی آسیب‌های داخلی و  تهدیدهای خارجی بود - ایرنا
 
عوامل بنیادین و کاهش مشروعیت سیاسی، زمینه‌ساز اغتشاشات اخیر است
 
عضو هیات علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در تحلیل ریشه‌های اغتشاشات اخیر گفت: «افرادی که در اغتشاشات مشارکت می‌کنند، اغلب عقبه‌های غیر دینی دارند و تحت تأثیر جریان عرفی‌شدن جامعه قرار گرفته‌اند. این افراد از دین فاصله گرفته‌اند و در ظاهر ممکن است ابتدائاً دلیل اقداماتشان مشخص نباشد، اما بررسی دقیق نشان می‌دهد این عامل یکی از علل بنیادین است.»
 
وی افزود: «ریشه اغتشاشات فقط مسائل اقتصادی مانند گرانی یا نوسانات ارز نیست؛ بلکه بسیاری از این افراد به گروه‌هایی تعلق دارند که مشروعیت نظام سیاسی را نمی‌پذیرند و ترجیح می‌دهند جریان‌ها یا شخصیت‌های رقیب را بر نظام موجود برتر بدانند. این امر نشان می‌دهد که کاهش مشروعیت سیاسی، عامل مؤثری در این وقایع بوده است.»
 
حجت‌الاسلام بستان با اشاره به تحولات چند دهه اخیر تأکید کرد: «از زمان امام خمینی (ره) تا امروز، اقتدار و مشروعیت نظام سیاسی دچار تغییر شده است. در گذشته حتی در شرایط جنگ و فشارهای اقتصادی، هیچ‌کس جرأت نداشت مشروعیت نظام را زیر سؤال ببرد، اما امروز این محدودیت‌ها کاهش یافته و برخی افراد با تضعیف جایگاه نظام و ولایت فقیه، اقدام به اغتشاش می‌کنند.»
 
وی ادامه داد: «این روند تنها مربوط به مسائل اقتصادی نیست؛ بلکه فرآیندی طولانی‌مدت است که طی سال‌ها توسط گروه‌های مرجع و بخش‌هایی از دانشگاه و علوم انسانی، جایگاه نظام و ارزش‌های انقلاب را تضعیف کرده است. علوم انسانی اسلامی در دانشگاه‌ها نتوانسته متناسب با فرهنگ و باورهای دینی ما برنامه‌ریزی و راهکار ارائه دهد و این ضعف زمینه‌ساز کاهش مشروعیت نظام شده است.»
 
حجت‌الاسلام بستان در پایان تأکید کرد: «برای مقابله با این مسائل، اقدامات صرفاً امنیتی و اقتصادی کافی نیست. لازم است نظام جامع جامعه‌پذیری در کشور تقویت شود؛ از جمله آموزش و پرورش، خانواده، رسانه‌ها و روحانیت باید بازتعریف و تقویت شوند تا اختلالات موجود برطرف و جامعه به سمت وضعیت مطلوب حرکت کند.»
ارسال نظرات