رازهای یک عشق دیوانهوار
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، فیلم سینمایی «دختر پریخانوم» تازهترین اثر علیرضا معتمدی است که در سبک سینمای مستقل و تجربی تولید شده است. این فیلم با تمرکز بر تضادهای انسانی، مرز واقعیت و خیال و موقعیتهای تأملبرانگیز، روایت غیرخطی و فضاسازی چندلایهای ارائه میدهد.
«دختر پریخانوم» بیشتر از آنکه یک داستان خطی تعریف کند، تلاش میکند تجربهای هنری و پرسشبرانگیز از زندگی و روابط شخصیتها ارائه دهد و مخاطب را به تأمل در مرزهای روایت و معنا وادارد.
«دختر پریخانم» یکی از آثار برجسته جشنواره چهل و چهارم است که جسارت دارد مرز میان واقعیت و خیال را بشکند و مخاطب را وارد ذهن یک عاشق کند. فیلم تجربهای سورئال ارائه میدهد، اما همزمان با جهان رئال درگیر است و نشان میدهد که «عشق واقعی میتواند حتی محدودیتهای زندگی واقعی را تحت تأثیر قرار دهد». این اثر، مخاطب را نه فقط با داستانی احساسی، بلکه با ساختاری روانشناختی و شاعرانه روبهرو میکند.
عبور از مرز خیال و واقعیت:
فیلم روایتگر پسری است که ۲۰ سال است منتظر مادرش است و او با عشقی بیوقفه از او مراقبت میکند. عشق پسر به حدی عمیق است که تلاش میکند تمام چیزهایی که مادر دوست دارد انجام دهد؛ از ایجاد سر و صدای پاک کردن نخود و لوبیا تا خرد کردن سبزی و... تا شاید مادر به زندگی بازگردد.
همین وابستگی شدید باعث میشود مادر در ذهن پسر زندگی کند و حضور ذهنی او در اطراف پسر به شکلهای مختلفی نمود پیدا کند. در واقع، به جز پسر، تمام شخصیتهای زن در فیلم تجسم نگاه و محافظت مادرانه هستند. هرگاه پسر با مشکلی مواجه میشود، یک زن نمادین حضور دارد که او را به شیوهای مادرانه هدایت میکند:
- لوله آب خانه پوسیده و همه جا را آب گرفته، اما تعمیرکارهای زن لوله را تعمیر میکنند.
- پسر نیاز به مراقبت، دوست یا همراه دارد، دوستی در قامت زن به او کمک میکند.
در جهان رئال، پرستار هر روز برای نگهداری مادر به خانه میآید. چون درخواستهایش با ذهن مادرانه پسر متفاوت است، پسر آنها را رد میکند. این تقابل نشاندهنده اختلاف بین عشق رئال و عشق ذهنی و سورئال مادرانه است.
با رسیدن پسر به سن ۴۰ سالگی — بلوغ عقلی و فکری و نزدیک شدن به حالت عاشق مجنون — فیلم بیشتر وارد ذهن او میشود و داستان به سمت سورئال پیش میرود. در این مرحله، مادر در قالب آرزو، مشکلات و آرزوهای پسر را هدایت میکند. قبل از این سن، دو مسئله اصلی پسر را آزار میدهد: مشکلات مالی و تنهایی بدون عشق. پس از ۴۰ سالگی، مادر به واسطه جهان فانتزی ذهنی مسیر آرزوهای پسر را باز میکند، او را به ثروت و همسری عاشق میرساند و در همین فضا مادر نیز دوباره هوشیار میشود.

ردپای عشق در دو جهان:
فیلم با هوشمندی تقابل عشق رئال و سورئال را به تصویر میکشد:
· عشق فرزند به مادر در جهان رئال، محدود به عمل و تلاشهای ملموس است.
· عشق مادر به فرزند در جهان سورئال، آزاد و ذهنی است و پسر را هدایت، محافظت و حمایت میکند.
نشانههای بصری، مانند روش ورود شخصیتها به خانه، تفاوت بین دو جهان زیستی را برجسته میکند: پرستار در رئال نیاز به ورود فیزیکی دارد و پسر باید درب را باز کند، اما پری و حضور مادر در سورئال بدون هیچ مانع فیزیکی است. این انتخاب هنری، قدرت تخیل و ذهن پسر را برجسته میکند و تجربهای شاعرانه و سورئال خلق میکند.
فیلم موفق است در ایجاد تجربهای روانشناختی و عاطفی که بیننده را نه تنها با عشق فرزند و مادر همراه میکند، بلکه او را وارد ذهن و آرزوهای شخصیتها میسازد. هرچند برای کسانی که با سورئال آشنایی ندارند ممکن است در نگاه اول سردرگمکننده باشد، اما برای مخاطبی که همراهی کند، فیلم تجربهای عمیق، شاعرانه و ماندگار است.
فرم و ایدههای کارگردان:
فیلم «دختر پریخانم» با جسارت مرز میان واقعیت و خیال را میشکند و تلاش میکند تجربه ذهنی و عاشقانه یک فرزند در عشق به مادرش را به تصویر بکشد. کارگردان با ترکیب دو جهان رئال و سورئال، نشان میدهد چگونه عشق فرزند به مادر میتواند او را در ذوب شدن در حضور ذهنی مادر گرفتار کند و مرزهای زندگی واقعی را به چالش بکشد.
این اثر، سوگ و تنهایی پسر را به تجربهای ذهنی و فانتزی تبدیل میکند؛ جایی که هر عمل روزمره و هر محیط پیرامونی تحت نفوذ عشق و ذهن مادر قرار میگیرد. حضور ذهنی مادر در اشکال مختلف زنان در فیلم، نه تنها پسر را هدایت و محافظت میکند، بلکه او را به مرز تنهایی و جنون میرساند، جایی که جهان واقعی و رئال جای خود را به ذهنیات و آرزوهای او میدهد.
بازیگری و شخصیتپردازی
در این فیلم، علیرضا معتمدی نقش پسر را خود بازی کرده و توانسته تجربهای از عشق شدید و بیوقفه فرزند به مادر را به تصویر بکشد؛ بازیگران دیگر نیز در نقشهایشان موفق ظاهر شدهاند و زنان ذهنی فیلم هر کدام برشی از حضور مادرانه و هدایتگر را نمایان میکنند، طوری که گویی همه جهان پیرامون پسر، بازتاب ذهن و عشق مادر است.
چرا همه مخاطبان با «دختر پریخانم» همدل نمیشوند
فیلم «دختر پریخانم» در تلاش است تجربهای سورئال و شاعرانه خلق کند، اما برای مخاطب عام درک دقیق جهانهای رئال و سورئال گاه دشوار است. مرز میان واقعیت و خیال، و انتقالهای ذهنی پسر، به اندازه کافی واضح نیست، طوری که برخی بینندگان ممکن است سردرگم شوند یا لحظاتی ارتباط عاطفی با فیلم برقرار نکنند.
در فیلمهای مشهور سورئال جهان، حتی پیچیدهترین تصاویر و ذهنیات شخصیتها، با روشهای بصری، ریتم و نمادگذاری واضح، مخاطب را هدایت میکنند و از گمراه شدن او جلوگیری میکنند. «دختر پریخانم» در حالی که از نظر فرم و خیالپردازی شجاعانه است، در برخی لحظات شفافیت بصری و روایی کافی برای همه طیف مخاطبان را ندارد.
جمعبندی:
«دختر پریخانم» فیلمی است که با ترکیب دقیق جهان رئال و سورئال، و بازتاب دو شکل مکمل عشق — فرزند به مادر در رئال و مادر به فرزند در سورئال — مرزهای واقعیت و خیال را به هم میآمیزد. این اثر نه تنها یک داستان عاشقانه است، بلکه نمایشی روانشناختی از ذهن و احساسات انسان و قدرت عشق مادری در شکلدهی به زندگی و آرزوهای فرزند است.
بلال الفت