چگونه ترس، دستگاه محاسباتی جامعه را مختل میکند؟
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، قرآن کریم در آیه ۲۶۸ سوره بقره، با جملهای کوتاه اما عمیق، یکی از مهمترین عملیاتهای روانی تاریخ را افشا میکند: «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا». در این آیه، دو جبهه کاملاً متمایز ترسیم شده است؛ جبهه شیطان با وعده فقر و فرمان فساد، و جبهه الهی با وعده مغفرت و فضل. این تقابل، تنها یک بیان اخلاقی نیست، بلکه تصویری دقیق از «جنگ شناختی» است؛ نبردی برای تسلط بر ذهنها و تغییر محاسبات انسانها.
وعدهای که از ترس آغاز میشود
شیطان، پیش از آنکه انسان را به گناه بکشاند، دستگاه تصمیمگیری او را هدف میگیرد. نخستین گام، ایجاد «ترس» است؛ ترس از نداشتن، ترس از آینده، ترس از کمبود. انسانی که تصمیم دارد بخشی از مال خود را انفاق کند، ناگهان با زمزمهای درونی روبهرو میشود: «اگر ببخشی، فردا خودت محتاج میشوی». جوانی که میخواهد ازدواج کند، با القای این نگرانی مواجه میشود که «با این گرانی چگونه زندگی را اداره خواهی کرد؟». تاجری که تصمیم به راهاندازی کسبوکار حلال دارد، با این تلقین مواجه میشود که «از راه حلال نمیتوان پیشرفت کرد».
این همان وعده فقر است؛ وعدهای که حقیقت ندارد، اما چون بر بستر اضطراب شکل میگیرد، بسیار اثرگذار است. شیطان با همین ترس، چرخه خیر و انفاق را متوقف میکند و انسان را از حرکتهای سازنده بازمیدارد.
آیه شریفه پس از «یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» میفرماید: «وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ». این ترتیب بسیار معنادار است. نخست ترس ایجاد میشود، سپس فرمان فساد صادر میگردد. وقتی انسان از فقر بترسد، برای تأمین امنیت خیالی خود، ممکن است به هر راهی متوسل شود؛ دروغ، ربا، رشوه، احتکار، کمفروشی، تجملگرایی افراطی یا حتی زیر پا گذاشتن عدالت.
در حقیقت، ترس از فقر نردبانی است که شیطان از آن بالا میرود تا انسان را به سقوط اخلاقی بکشاند. او ابتدا ترمز کارهای نیک را میکشد و سپس انسان را به سوی رفتارهای زشت هل میدهد. این یک مهندسی دقیق روانی است که قرآن آن را با صراحت بیان میکند.

جنگ شناختی؛ بدون شلیک گلوله
جنگ شناختی، نبردی است که در آن گلولهای شلیک نمیشود، اما ذهنها تسخیر میگردد. هدف، تغییر ادراک، تحلیل و تصمیمگیری افراد است. شیطان استاد این میدان است. ابزار او نه شمشیر، بلکه ترس، شایعه، تطمیع و تحریف واقعیت است.
در عرصه اقتصادی، القای کمبود و بزرگنمایی بحرانها میتواند روحیه جامعه را تضعیف کند. در حوزه فرهنگی، ترس از عقبماندگی یا طردشدن، افراد را به پذیرش ناهنجاریها سوق میدهد. در سیاست نیز ایجاد هراس از تحریم، ناامنی یا فروپاشی، میتواند محاسبات مسئولان و مردم را مختل کند.
نتیجه چنین القاهایی، شکلگیری تصمیمهایی است که نه بر اساس عقلانیت و اعتماد، بلکه بر مبنای اضطراب و هراس اتخاذ میشود. این همان اختلال در «دستگاه محاسباتی» است که آیه شریفه به آن اشاره دارد.
امروز نیز میتوان مصادیق این جنگ شناختی را در عرصههای مختلف مشاهده کرد. فشارهای اقتصادی، بزرگنمایی مشکلات و برجستهسازی ناکامیها، اگر با ضعف ایمان و امید همراه شود، میتواند جامعه را دچار یأس و بیاعتمادی کند. در چنین فضایی، افراد به جای همیاری، به احتکار و بخل روی میآورند؛ به جای تعاون، رقابت ناسالم را برمیگزینند؛ و به جای اعتماد به وعده الهی، به محاسبات صرفاً مادی بسنده میکنند.
در حالی که تجربههای متعدد نشان داده است هرگاه فرهنگ همیاری و انفاق در جامعه تقویت شده، بسیاری از بحرانها قابل مدیریت بوده است. شبکههای مردمی کمکرسانی، حمایت از تولید داخلی، سادهزیستی و روحیه قناعت، نمونههایی از سپرهای اجتماعی در برابر جنگ روانی دشمن است.
ترس؛ سایهای که باید شناخته شود
ترس، اگر مهار نشود، میتواند به بزرگترین ابزار انحراف تبدیل شود. انسانی که نگران آینده است، ممکن است ارزشهای اخلاقی را فدای امنیت خیالی کند. جامعهای که از فردای خود بیمناک باشد، اعتماد عمومی را از دست میدهد. در چنین شرایطی، بذر فساد، رانت و بیعدالتی بهراحتی رشد میکند.
از این رو، شناخت رابطه میان ترس و فساد اهمیت فراوانی دارد. آیه شریفه دقیقاً همین پیوند را آشکار میکند: ترس از فقر، مقدمه فرمان به فحشاست. این تحلیل قرآنی، فراتر از زمان و مکان، یک قانون روانشناختی و اجتماعی را بیان میکند.
در برابر وعده فقر، خداوند وعده «مغفرت» و «فضل» میدهد: «وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا». این وعده، تنها وعدهای معنوی نیست؛ بلکه گشایش، برکت و فزونی را نیز در بر میگیرد. منطق الهی بر این اساس است که انفاق و بخشش، نهتنها موجب کاهش نمیشود، بلکه زمینه افزایش برکت و آرامش را فراهم میکند.
اعتماد به این وعده، مهمترین راه مقابله با جنگ شناختی شیطان است. انسانی که به فضل الهی یقین دارد، از فقر نمیترسد؛ زیرا باور دارد روزیدهنده خداست. چنین انسانی در بزنگاههای اقتصادی و اخلاقی، تصمیمهایی مبتنی بر ایمان و امید میگیرد، نه بر اساس اضطراب و بدبینی.
انفاق، صرفاً یک عمل فردی نیست؛ بلکه کنشی اجتماعی با آثار گسترده است. وقتی فرهنگ بخشش در جامعه رواج یابد، پیوندهای اجتماعی تقویت میشود. فقر واقعی کاهش مییابد و ترس از فقر نیز فروکش میکند. اعتماد عمومی افزایش مییابد و سرمایه اجتماعی رشد میکند.
جامعهای که اهل انفاق است، از درون غنی میشود؛ زیرا دلها به هم نزدیک میشود و احساس امنیت و همبستگی شکل میگیرد. در چنین فضایی، القای کمبود و ناامنی کمتر اثر میگذارد. این همان نقطهای است که جنگ شناختی دشمن خنثی میشود.
ضرورت آگاهیبخشی و تقویت سواد شناختی
مقابله با جنگ شناختی، نیازمند آگاهی است. آموزش سواد اقتصادی، تبیین واقعیتها، پرهیز از بزرگنمایی بحرانها و تقویت نگاه تحلیلی، میتواند دستگاه محاسباتی جامعه را مقاوم کند. در کنار آن، بازگشت به ارزشهایی چون سادهزیستی، انصاف، قناعت و کار جمعی، بنیانهای اخلاقی را مستحکم میسازد.
خانوادهها نقش اساسی در این میان دارند. اگر فرزندان با فرهنگ بخشش، اعتماد به خدا و نگاه امیدوارانه تربیت شوند، در برابر القائات منفی آسیبپذیر نخواهند بود. رسانهها نیز باید به جای ترویج یأس، روایتگر امید، پیشرفت و همبستگی باشند.
امید، سلاح مؤمنان
آیه «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ» نقشه راه دشمن را آشکار میکند: ترساندن و سپس فاسد کردن. این راهبرد، امروز نیز در قالبهای نوین ادامه دارد. در برابر آن، قرآن نسخهای روشن ارائه میدهد: اعتماد به وعده الهی، تقویت روحیه امید، و ترویج فرهنگ انفاق.
هرگاه جامعهای به فضل الهی تکیه کند و ترس را از دل بزداید، نهتنها از سقوط اخلاقی مصون میماند، بلکه به عزت و استقلال دست مییابد. رمز پیروزی در این نبرد شناختی، امید به خدا و پایداری بر ارزشهای الهی است؛ همان وعدهای که در ادامه آیه آمده است: «وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا».
در نهایت، میدان اصلی این جنگ، ذهن و دل انسانهاست. اگر دل به وعده الهی سپرده شود، ترس جای خود را به شجاعت میدهد و جامعهای شکل میگیرد که نه با تهدید اقتصادی و نه با عملیات روانی، از مسیر حق منحرف نخواهد شد.